مراحل برنامه ریزی استراتژیک به همراه مثالهای واقعی
مراحل برنامه ریزی استراتژیک شامل چهار راه اصلی انتخاب میدان بازی، تعریف مزیت رقابتی پایدار، مدیریت ریسک و وابستگیها و در نهایت همراستایی منابع با تمرکز خلاصه میشود. این مراحل قرار نیست لیست کار تولید کند یا فقط هدف عددی تعیین نماید؛ بلکه تمرکز اصلی آن بر انتخاب مسیر بوده و به دنبال آرزوپردازی نمیباشد. برنامهریزی استراتژیک واقعی به معنای محدود کردن انتخابها و پاسخ به سه سوال کلیدی (دقیقا کجا بازی میکنم، چگونه برنده میشوم و چه چیزی را عمدا انجام نمیدهم) میباشد.
صورت مسئله؛ چرا برنامهریزی استراتژیک نتیجه نمیدهد؟
بیشتر مدیران کسبوکارهای کوچک و متوسط برنامهریزی استراتژیک را انجام دادهاند، اما نتیجهای که انتظار داشتهاند نگرفتهاند. دلیل آن است که تمرکز را اشتباه فهمیدهاند. برنامهریزی استراتژیک قرار نیست همه را راضی نگه دارد و به معنای انتخاب مسیر است. اگر برنامهریزی استراتژیک نتواند به سه سوال “دقیقا کجا بازی میکنم؟”، “چگونه برنده میشوم؟” و”چه چیزی را عمدا انجام نمیدهم؟” پاسخ دهد، هنوز وارد سطح استراتژیک نشدهاید.
۴ خطای رایج در برنامهریزی استراتژیک کسبوکارهای کوچک
در کسبوکارهای کوچک و متوسط معمولا چهار خطا دیده میشود. این خطاها مانع از آن میشوند که برنامهریزی استراتژیک به نتیجه مطلوب برسد. در ادامه، به بررسی هر یک از این خطاها میپردازیم.
- همه مسیرها باز میماند و هیچ چیز حذف نمیشود.
- مزیت رقابتی روشن نیست و فقط هدف رشد تعریف شده است.
- ریسکهای ساختاری نادیده گرفته میشود.
- منابع با اولویتها همراستا نمیشوند.
نکته: اگر بعد از جلسه برنامهریزی هنوز همه چیز مهم است، تمرکز ایجاد نشده است.
مراحل برنامه ریزی استراتژیک
برنامهریزی استراتژیک قرار نیست لیست کار تولید کند، فقط هدف عددی تعیین نماید و تمرکز اصلی آن بر آرزوپردازی نیست. در ادامه، مراحل برنامه ریزی استراتژیک بررسی میشود.
مرحله اول؛ چگونه میدان بازی مناسب را انتخاب کنیم؟
برنامهریزی استراتژیک قبل از هر چیز باید میدان بازی را مشخص کند. یعنی تصمیم بگیرد در چه بخش از بازار، با چه نوع مشتری و با چه مدل رقابتی فعالیت خواهد کرد. انتخاب میدان بازی یعنی پذیرش محدودیت و گفتن اینکه در این بازار نمیروم و شرکت نمیکنم. این حذف کردن، مهمترین بخش تمرکز است. اگر بازار ده درصد کوچک شود، کسبوکاری که جایگاه مشخص دارد، سریعتر میتواند بفهمد که روی کدام بخش متمرکز شود. به همین دلیل، یادگیری اصول برنامهریزی استراتژیک در دوره مدیریت استراتژیک کسب و کار دکتر فرهادی نیا و نحوه انتخاب صحیح بازار هدف، یکی از مهمترین مهارتهای مدیران و صاحبان کسبوکار به شمار میرود.
مرحله دوم: چگونه مزیت رقابتی پایدار تعریف و تقویت کنیم؟
برنامهریزی استراتژیک بدون تعریف مزیت رقابتی، فقط برنامهریزی عملیاتی است. مزیت رقابتی به معنای دلیل واقعی انتخاب شدن میباشد. اگر تنها مزیت شما قیمت پایین باشد، با یک کاهش ده درصدی قیمت از سوی رقیب، مشتریان به راحتی عوض میشوند و این یعنی مزیت شما پایدار نیست؛ زیرا این ویژگی باید برای مشتری ارزش ایجاد کند و کپی کردن آن راحت نباشد. اگر مزیت شما وابسته به یک فرد است، باید سیستمسازی کنید. اگر مزیت شما سرعت است، باید فرآیندها را بهینه کنید.
سه ویژگی پایدار کردن یک مزیت رقابتی
- قابل توضیح باشد.
- برای مشتری ارزش ایجاد کند.
- کپی کردنش سخت باشد.
مرحله سوم؛ کدام وابستگیها را قبل از رشد کاهش دهیم؟
بسیاری از برنامههای استراتژیک فقط روی رشد تمرکز میکنند، اما رشد بدون مدیریت ریسک، شکنندگی را افزایش میدهد. سومین راه از مراحل برنامه ریزی استراتژیک نشان میدهد که وابستگیهایی مثل وابستگی به یک مشتری بزرگ، به یک تامینکننده، به یک محصول یا به یک فرد کلیدی خطرناک هستند.
سناریو؛ از دست دادن مشتری بزرگ و ضربه ساختاری
اگر یک مشتری که ده درصد فروش را تشکیل میدهد از دست برود، افت ده درصدی فروش ساده نیست؛ بلکه یک ضربه ساختاری است. اگر تامینکننده اصلی قیمت را ده درصد بالا ببرد، ممکن است حاشیه سود به شدت کاهش یابد. برنامهریزی استراتژیک باید به سوال کدام وابستگی را باید قبل از رشد کاهش دهم، پاسخ دهد. تمرکز روی تابآوری یعنی اینکه اگر یکی از متغیرهای کلیدی ده درصد تغییر کند، کسبوکار همچنان پایدار بماند.
مرحله چهارم؛ چگونه منابع را با تمرکز استراتژیک همراستا کنیم؟
اگر تمرکز تعیین شود اما منابع تغییر نکند، استراتژی اجرا نمیشود. اگر تصمیم گرفتهاید روی یک نیچ تخصصی تمرکز کنید اما بودجه بازاریابی همچنان پراکنده باشد، تمرکز واقعی نیست. تمرکز منابع به معنای حذف پروژههای کماثر و انتقال انرژی به اولویتهای اصلی میباشد.
سناریو؛ تقسیم منابع بین پروژههای متعدد
اگر منابع بین پنج پروژه تقسیم شود، هرکدام با سرعت پایین پیش میروند. اگر همان منابع روی دو پروژه متمرکز شود، اثر قابل مشاهدهتر خواهد بود. در نتیجه، گام چهارم از مراحل برنامه ریزی استراتژیک باید بگوید کدام پروژه متوقف میشود.
مثال اول؛ تحلیل استراتژیک یک رستوران محلی
فرض کنید یک رستوران محلی دارید و وضعیت فعلی شما شامل فروش پایدار، مشتریان ثابت، کیفیت وابسته به یک سرآشپز و هزینه ثابت تقریبا بالا است. قوت این مجموعه موقعیت مکانی و تجربه مشتری بوده و ضعف آن وابستگی به سرآشپز است. همچنین فرصت آن رشد سفارش آنلاین بوده و تهدید آن رقیب جدید در همان خیابان میباشد.
وضعیت فعلی و سناریوهای بحرانی رستوران
در سناریوی اول، اگر فروش ده درصد کاهش یابد، سود ممکن است بیش از ده درصد افت کند؛ زیرا هزینههای ثابت تغییر نمیکند. در سناریوی دوم، اگر مواد اولیه ده درصد گران شود، حاشیه سود کاهش مییابد و فضای مانور کمتر میشود. این سناریوها نشان میدهد که بدون مدیریت ریسک، حتی کاهشهای کوچک میتوانند ضربات بزرگی وارد کنند.
تمرکز استراتژیک در رستوران چیست؟
آیا باید سریع به سراغ توسعه بیرونبر رفت یا باید فرآیند داخلی و استانداردسازی را تقویت کرد؟ اگر ضعف وابستگی حل نشود، رشد بیرونبر فقط فشار را بیشتر میکند. بنابراین تمرکز اول، سیستمسازی است و تمرکز دوم، توسعه کانال میباشد؛ این به معنای ترتیب درست اقدامها بوده و منظور سرعت بیشتر نیست.
مثال دوم؛ تحلیل استراتژیک یک موسسه آموزشی
موسسهای را در نظر بگیرید که هشتاد درصد درآمدش از یک دوره اصلی بوده و قوت آن اعتبار مدرس است. ضعف آن تمرکز بیش از حد روی یک محصول است، فرصت آن بازار تخصصی در حال رشد بوده و تهدید آن رقابت قیمتی میباشد. چنین ساختاری به شدت در برابر تغییرات آسیبپذیر خواهد بود.
وضعیت فعلی و سناریوهای بحرانی موسسه آموزشی
در سناریوی اول، اگر ثبتنام آن دوره ده درصد کاهش یابد، سود بیش از ده درصد افت میکند چون وابستگی بالا است. در سناریوی دوم، اگر بخواهید دوره جدید اضافه کنید ولی تیم پشتیبانی آماده نباشد، کیفیت افت میکند و اعتبار آسیب میبیند. این سناریوها نشان میدهد که تنوع بدون آمادهسازی، میتواند به جای کمک، ضربه بزند.
تمرکز استراتژیک در موسسه آموزشی چیست؟
قبل از تنوع گسترده، باید ساختار تولید و تیم را تقویت کنید. سپس با ظرفیت واقعی وارد بازار جدید شوید. اگر سیستم ارزیابی کیفیت وجود نداشته باشد، برند آسیب میبیند و در ظاهر تنوع ایجاد شده، اما مزیت رقابتی تضعیف شده است.
مثال سوم؛ تحلیل استراتژیک یک شرکت پخش
شرکت پخشی با حاشیه سود پایین را تصور کنید. قوت آن شبکه توزیع گسترده است و ضعف آن وابستگی به تامینکننده اصلی میباشد.همچنین فرصت آن خروج یک رقیب کوچک بوده و تهدید آن رقابت قیمتی شدید است. در صنایعی با حاشیه سود پایین، کوچکترین تغییری میتواند سود را از بین ببرد.
وضعیت فعلی و سناریوهای بحرانی شرکت پخش
در سناریوی اول، اگر هزینه خرید ده درصد افزایش یابد، حاشیه سود به شدت کاهش مییابد. در سناریوی دوم، اگر فروش ده درصد کاهش یابد، چون حاشیه سود پایین است، سود تقریبا از بین میرود. این سناریوها نشان میدهد که در چنین صنعتی، اولویت با رشد سریع نبوده و تمرکز بر مقاومت ساختاری است.
تمرکز استراتژیک در شرکت پخش چیست؟
قبل از توسعه جغرافیایی، باید وابستگی به تامینکننده کاهش یابد و قبل از افزایش حجم، باید سیاست تخفیف و کنترل هزینه تقویت شود. اگر رشد بدون بازسازی ساختار انجام شود، پیچیدگی عملیات سود را میبلعد.
نتیجه گیری؛ مراحل برنامه ریزی استراتژیک شامل چه مواردی میشود؟
مراحل برنامه ریزی استراتژیک شامل انتخاب میدان بازی، تعریف و تقویت مزیت رقابتی پایدار، شناسایی و کاهش وابستگیهای خطرناک و همراستایی منابع با تمرکز میباشد. چهار خطای رایج نیز شامل باز نگه داشتن همه مسیرها، مبهم بودن مزیت رقابتی، نادیده گرفتن ریسکهای ساختاری و همراستا نبودن منابع با اولویتها است. اگر بعد از جلسه برنامهریزی هنوز همه چیز مهم است، تمرکز ایجاد نشده و مراحل به درستی طی نشده است.
مثالهای رستوران، موسسه آموزشی و شرکت پخش نشان میدهد که رشد بدون طی این مراحل، به جای تقویت، فرسایش ایجاد میکند. برای یادگیری عملی این مفاهیم و پیادهسازی مراحل برنامه ریزی استراتژیک در کسبوکار خود، میتوانید از دوره شوالیه دکتر فرهادینیا کمک بگیرید.
سوالات متداول درباره برنامه ریزی استراتژیک
چطور بفهمم برنامهریزی استراتژیک من واقعی است یا فقط یک لیست آرزو؟
اگر نتوانید بگویید چه کاری را عمداً انجام نمیدهید و بعد از جلسه هنوز همه چیز مهم است، تمرکز ایجاد نشده و برنامه شما هنوز استراتژیک نیست.
آیا تمرکز روی یک نیچ تخصصی همیشه بهتر از تنوع است؟
لزوما نه؛ تمرکز روی نیچ سودآوری بالاتری دارد اما وابستگی را هم افزایش میدهد، بنابراین باید آگاهانه بین تمرکز و تنوع تعادل ایجاد کنید.
منبع: obsbusiness.school

