مطالب آموزشی

بهترین روش برنامه ریزی مالی برای کسب و کارها

بهترین روش برنامه ریزی مالی

بهترین روش برنامه‌ ریزی مالی با بودجه‌بندی سالانه شروع نمی‌شود، بلکه با تحلیل جریان نقدی و شناسایی محدودیت‌های واقعی کسب‌وکار معنا پیدا می‌کند. بودجه فقط یک نتیجه است و اگر منطق اقتصادی را نفهمیده باشید، فقط یک جدول خوشبینانه خواهد بود. بسیاری از کسب‌وکارها با وجود سود حسابداری، دچار کمبود پول واقعی می‌شوند، چون نقطه شروع را اشتباه انتخاب کرده‌اند. برنامه‌ریزی واقعی بر اساس سناریو نویسی عددی، مدیریت سرمایه در گردش و تفکیک تصمیم‌های کوتاه‌مدت از بلندمدت شکل می‌گیرد که این مبحث فوق العاده مهم را می‌توانید در دوره هوش مالی برای مدیران غیرمالی به صورت رایگان آموزش ببینید..

بهترین روش برنامه‌ ریزی مالی چیست؟

بهترین روش برنامه ریزی مالی سیستمی برای تصمیم‌گیری مبتنی بر واقعیت‌های عملیاتی کسب‌وکار است. این روش برخلاف بودجه‌بندی متداول، از سه اصل کلیدی شروع با جریان نقدی به جای سود حسابداری ، شناسایی محدودیت واقعی کسب‌وکار (تولید، فروش یا سرمایه در گردش) و نوشتن سناریوهای عددی مختلف برای آینده پیروی می‌کند. نتیجه این رویکرد، برنامه‌ای است که زنده ماندن کسب‌وکار را تضمین می‌کند و هم مسیر رشد واقعی را نشان می‌دهد.

چرا بودجه سالانه نقطه شروع خوبی برای برنامه‌ریزی مالی نیست؟

اگر منطق اقتصادی کسب‌وکار را نفهمیده باشید، بودجه شما هیچ پشتوانه واقعی ندارد. بودجه باید از دل ظرفیت‌ها، محدودیت‌ها و فرآیندهای واقعی کسب‌وکار بیرون بیاید؛ در غیر این صورت، فقط یک جدول خوشبینانه خواهد بود که در اولین برخورد با واقعیت فرو می‌ریزد.

مثال محدودیت ظرفیت در یک شرکت تولیدی

یک شرکت تولید قطعات پلاستیکی خودرو را در نظر بگیرید. مدیر شرکت در ابتدای سال بودجه فروش ۳۰ میلیارد تومانی تنظیم می‌کند، زیرا سال قبل فروش ۳۰ میلیاردی داشته و این فکر را دارد که بازار رشد می‌کند. اما ظرفیت واقعی تولید چقدر است؟ کارخانه در بهترین حالت ماهانه ۵۳۰ هزار قطعه تولید می‌کند و با قیمت متوسط ۳۰ هزار تومان، حداکثر فروش سالانه حدود ۱۰ میلیارد تومان است. بودجه ۳۰ میلیاردی از ابتدا به دلیل محدودیت ظرفیت غیر واقعی بوده است.

چگونه موتور واقعی درآمد کسب‌وکار خود را پیدا کنیم؟

بهترین روش برنامه ریزی مالی از یک سوال ساده شروع می‌شود؛ موتور واقعی درآمد کسب‌وکار چیست؟ در ادامه نشان می‌دهیم چگونه با تحلیل تعداد فاکتورها و میانگین مبلغ هر فاکتور، درآمد واقعی را پیش‌بینی کرده و محدودیت اصلی کسب‌وکار خود را پیدا کنید.

تحلیل درآمد بر اساس تعداد فاکتورها و میانگین مبلغ هر فاکتور

در یک فروشگاه لوازم خانگی، موتور درآمد تعداد فاکتور روزانه و میانگین مبلغ هر فاکتور است. فرض کنید فروشگاه روزانه ۱۰ فاکتور ثبت می‌کند و میانگین هر فاکتور ۱ میلیون تومان است. فروش روزانه در جمع ماهانه حدود ۳۰۰ میلیون تومان می‌شود. اگر مدیر بخواهد فروش را به ۵ میلیارد برساند، دو گزینه بیشتر ندارد؛ یا تعداد فاکتورها را افزایش دهد یا میانگین مبلغ خرید را بالا ببرد. این تحلیل ساده، پایه واقعی برنامه مالی و نشانه موتور واقعی کسب‌وکار است.

شناسایی محدودیت اصلی؛ تولید، فروش یا سرمایه در گردش

گاهی محدودیت تولید است و در مواقع دیگر فروش و سرمایه در گردش می‎‌شود. تا زمانی که این محدودیت مشخص نگردد، بودجه فقط یک عدد روی کاغذ است. مدیران حرفه‌ای قبل از نوشتن بودجه، موتور اقتصادی کسب‌وکار را تجزیه می‌کنند. چند مشتری داریم؟ هر مشتری چقدر خرید می‌کند؟ ظرفیت واقعی عملیات چقدر است؟ وقتی پاسخ این سوال‌ها روشن شود، بودجه به‌صورت طبیعی شکل می‌گیرد.

نقطه شروع واقعی؛ جریان نقدی!

بسیاری از مدیران تصور می‌کنند سود به معنای سلامت مالی است؛ اما در حقیقت بسیاری از کسب‌وکارها با وجود سود، دچار کمبود پول می‌شوند. به همین دلیل در بهترین روش برنامه ریزی مالی نقطه شروع سود نیست؛ نقطه شروع جریان نقدی است.

تفاوت سود حسابداری با پول واقعی چیست؟

سود یک عدد حسابداری است، اما حقوق کارکنان با پول واقعی پرداخت می‌شود. یک شرکت پخش محصولات آرایشی را در نظر بگیرید. این شرکت در یک ماه ۲ میلیارد تومان فروش ثبت می‌کند و حاشیه سود ناخالص حدود ۳۰ درصد می‌باشد؛ یعنی روی کاغذ حدود ۶۰۰ میلیون تومان سود ناخالص ایجاد شده است. اما فروش‌ها با چک ۶۰ روزه انجام شده‌اند، در مقابل شرکت باید ظرف ۳۰ روز پول تامین‌کننده را پرداخت کند و حقوق ۵۰ نفر کارمند هم ماهانه پرداخت می‌شود. در پایان ماه، شرکت سود دارد اما پول ندارد.

زمان ورود و خروج پول از کسب‌وکار

برای انتخاب بهترین روش برنامه ریزی مالی مدیر ابتدا یک سوال ساده می‌پرسد؛ پول چه زمانی وارد شرکت شده و چه زمانی از آن خارج می‌شود؟ سود نشان می‌دهد کسب‌وکار ارزش اقتصادی دارد؛ اما جریان نقدی نشان می‌دهد آیا کسب‌وکار می‌تواند زنده بماند یا نه. به همین دلیل مدیران حرفه‌ای ابتدا جریان نقدی را طراحی می‌کنند، بعد به سراغ سود می‌روند.

تصمیم‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت مالی

مدیریت مالی واقعی به معنای تصمیم‌گرفتن بر اساس زمان اثر پول بوده و فقط عدد آن نمی‌باشد. همه تصمیم‌ها شبیه هم نیستند؛ بعضی فوری بوده و مستقیم روی جریان نقدی ماه آینده اثر می‌گذارند و برخی دیگر مسیری چندساله را شکل می‌دهند. در ادامه این دو را باهم بررسی می‌کنیم.

تصمیم‌های کوتاه‌مدت برای بقای نقدی

تصمیم‌های مالی کوتاه‌مدت معمولا به نقدینگی و پایداری ماهیانه مربوط هستند. پرداخت حقوق، خرید مواد اولیه، مدیریت موجودی یا مذاکره برای سررسید بدهی‌ها جزو این موارد می‌باشند. هدف این تصمیم‌ها بقای نقدی بوده و سود خالص نیست. مدیر باید هر هفته بداند چه مقدار پول وارد و خارج می‌شود، زیرا یک اشتباه در پیش‌بینی خروجی‌ها می‌تواند زنجیره پرداخت را متوقف کند.

تصمیم‌های بلندمدت برای رشد پایدار

در مقابل، تصمیم مالی بلندمدت روی ساختار کسب‌وکارمانند سرمایه‌گذاری در تجهیزات جدید، توسعه بازار یا استخدام نیروهای کلیدی تاثیر می‌گذارد. اینجا نگاه روی سود پایدار و بازده سرمایه است. اگر این تصمیم‌ها بدون توجه به توان مالی کوتاه‌مدت اجرا شوند، کسب‌وکار در میانه مسیر از نقدینگی خالی می‌شود؛ حتی اگر روی کاغذ سودآور باشد.

قانون ۳ ماه و ۶ ماه برای تشخیص نوع تصمیم

برای تفکیک دقیق، فقط کافی است از مدیر بپرسیم: “این تصمیم تا چه زمانی روی پول واقعی من اثر می‌گذارد؟” اگر پاسخ کمتر از سه ماه باشد، تصمیم کوتاه‌مدت بوده و اگر بالای شش ماه باشد، تصمیم بلندمدت است. بین این دو، منطقه خاکستری وجود دارد که باید با تحلیل جریان نقدی تفکیک شود.

نمونه واقعی از یک تصمیم بلند مدت با تاثیر نقدی فوری

یک شرکت تولید بسته‌بندی مواد غذایی هر ماه حدود ۴ میلیارد تومان فروش دارد و ۳۰ ماه اعتبار پرداخت به تامین‌کنندگان است. مدیر مالی تصمیم می‌گیرد ۱ میلیارد تومان دستگاه جدید بسته‌بندی بخرد تا ظرفیت تولید را ۳۰ درصد افزایش دهد. این تصمیم بلندمدت به نظر می‌رسد، چون بازده سرمایه حدود ۱۸ ماه بعد مشخص می‌شود. اما تاثیر نقدی آن شامل پرداخت نقدی اولیه، هزینه نصب و توقف موقت تولید می‌گردد. اگر شرکت تنها ۲ میلیارد تومان موجودی نقدی داشته باشد، احتمالا در ماه سوم با کمبود نقدینگی برای مواد اولیه مواجه خواهد شد.

سناریونویسی عددی به جای پیش‌بینی خوشبینانه

پیش‌بینی‌های خوشبینانه رایج‌ترین دلیل شکست برنامه‌های مالی هستند. در ادامه می‌خوانید که چطور با نوشتن سه سناریوی بدبینانه، واقع‌بینانه و خوشبینانه، برنامه‌ای مقاوم در برابر نوسانات بازار بسازید.

سه سناریوی بدبینانه، واقع‌بینانه و خوشبینانه برای هر برنامه مالی

سناریونویسی در برنامه‌ریزی مالی

بهترین روش برنامه ریزی مالی بر پیش‌بینی قطعی تکیه نمی‌کند، بر سناریو تکیه می‌کند. سناریو یعنی چند مسیر عددی مختلف برای آینده، نه یک آینده فرضی. در عمل، مدیر باید حداقل سه حالت را ببیند: سناریوی بدبینانه، سناریوی واقع‌بینانه و سناریوی خوشبینانه. در هر سناریو سه عدد حیاتی بررسی می‌شود: فروش، هزینه و جریان نقدی.

تمرکز اصلی  راروی سناریوی ضعیف بگذارید!

مشکل بسیاری از مدیران این است که فقط سناریوی خوشبینانه را می‌نویسند. برنامه فروش بالا می‌رود، هزینه‌ها ثابت فرض می‌شود و همه چیز روی کاغذ سودآور است؛ اما بازار معمولا مطابق سناریوی خوشبینانه حرکت نمی‌کند. به همین دلیل در بهترین روش برنامه ریزی مالی تمرکز اصلی روی سناریوی ضعیف‌تر است. اگر شرکت در سناریوی بدبینانه هم زنده بماند، برنامه مالی قابل اعتماد می‌باشد.

مثال عددی از سناریونویسی در یک شرکت تولیدی

فرض کنید یک شرکت تولید مبلمان اداری سالانه ۳۰ میلیارد تومان فروش دارد.

سناریوی بدبینانه این است که بازار رکود دارد و فروش ۲۵ درصد کاهش پیدا می‌کند (۲۲.۵ میلیارد تومان)

سناریوی واقع‌بینانه بازار ثابت ۳۰ میلیارد تومان می‌باشد.

سناریوی خوشبینانه این است که قراردادهای جدید بسته می‌شود و فروش به ۳۶ میلیارد تومان می‌رسد.

در سناریوی بدبینانه، حاشیه سود نصف می‌شود و جریان نقدی در برخی ماه‌ها منفی خواهد شد. برای انتخاب بهترین روش برنامه ریزی مالی مدیر باید تصمیم بگیرد یا هزینه ثابت کاهش پیدا کند یا سرمایه در گردش بیشتری در نظر گرفته شود.

مدیریت درست سرمایه در گردش

مدیریت درست سرمایه در گردش

بسیاری از مدیران تصور می‌کنند مشکل مالی شرکت از کمبود فروش شروع می‌شود. اما در بسیاری از کسب‌وکارها مسئله اصلی فروش نبوده و سرمایه در گردش می‌باشد. شرکت ممکن است سفارش زیاد داشته و بازار هم فعال باشد، اما پول کافی برای اجرای سفارش‌ها وجود نداشته باشد.

سرمایه در گردش چیست و چرا قاتل پنهان است؟

سرمایه در گردش یعنی پولی که برای اداره عملیات روزمره نیاز دارید: خرید مواد اولیه، پرداخت حقوق کارکنان، پرداخت هزینه حمل، اجاره و سایر هزینه‌های جاری. مشکل از جایی شروع می‌شود که فاصله زمانی بین پرداخت‌ها و دریافت‌ها زیاد می‌شود. در بسیاری از شرکت‌ها پول زودتر از حساب خارج می‌شود و دیرتر وارد می‌شود. این فاصله همان جایی است که فشار مالی ایجاد می‌کند.

سه عدد تعیین‌کننده در سرمایه در گردش

سه عدد دوره وصول مطالبات، دوره نگهداری موجودی و دوره پرداخت بدهی به تامین‌کنندگان تعیین کننده هستند. ترکیب این سه عدد مشخص می‌کند شرکت چقدر پول در عملیات قفل می‌کند و اگر این چرخه طولانی باشد، شرکت برای رشد به سرمایه زیادی نیاز خواهد داشت.

مثال شرکت پخش دارویی

یک شرکت پخش دارویی ماهانه حدود ۳۵ میلیارد تومان فروش دارد و حاشیه سود خالص آن حدود ۴ درصد است؛ یعنی در بهترین حالت ماهانه حدود ۱.۴ میلیارد تومان سود ایجاد می‌شود. اما شرکت باید دارو را از تولیدکننده با مهلت پرداخت ۳۰ روزه خریداری کند و داروخانه‌ها معمولا با چک‌های ۶۰ روزه پرداخت می‌کنند. در نتیجه پول شرکت به مدت دو ماه در بازار قفل می‌شود و حدود ۷۰ میلیارد تومان سرمایه در گردش برای حفظ این حجم فروش نیاز است.

چگونه سرمایه در گردش به اهرم رشد تبدیل می‌شود؟

اگر همان شرکت بتواند دوره وصول مطالبات را از ۶۰ روز به ۴۵ روز کاهش دهد، تقریبا ۵۰ میلیارد تومان از سرمایه قفل‌شده آزاد می‌شود که این عدد معادل یک ماه فروش کامل است. با همین پول آزاد شده، شرکت می‌تواند بدون دریافت وام جدید فروش خود را افزایش دهد.

نسبت‌های مالی ضروری که هر مدیر باید ماهانه ببیند

بسیاری از مدیران گزارش مالی را دیر می‌بینند؛ وقتی مشکل ایجاد شده است و وقتی تصمیم‌ها دیگر اثر ندارند. مدیریت مالی ماهانه به معنای دیدن چند عدد محدود اما حیاتی است و خواندن گزارش‌های سنگین حسابداری نمی‌باشد.

نسبت نقدینگی جاری

نسبت نقدینگی جاری نسبت نشان می‌دهد آیا شرکت می‌تواند تعهدات کوتاه‌مدت خود را پرداخت کند یا خیر. اگر این عدد زیر ۱ باشد، یعنی شرکت روی کاغذ فعال است، اما در عمل در معرض کمبود پول قرار دارد.

حاشیه سود عملیاتی

حاشیه سود عملیاتی می‌گوید فعالیت اصلی کسب‌وکار چقدر سود قبل از وام، مالیات و اتفاقات غیرعملیاتی می‌سازد. اگر فروش بالا برود اما این نسبت کاهش پیدا کند، یعنی رشد، کیفیت ندارد.

دوره وصول مطالبات

دوره وصول مطالبات مشخص می‌کند پول فروش چند روز بعد وارد حساب می‌شود. برای بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک و متوسط، این نسبت از سود هم مهم‌تر است.

۵ خطای رایج مدیران در برنامه‌ریزی مالی

خطای رایج مدیران در برنامه‌ریزی مالی

بسیاری از مشکلات مالی از اشتباهات ساده اما پرتکرار در برنامه‌ریزی نشأت می‌گیرند. در این بخش پنج خطای رایج را بررسی می‌کنیم تا بتوانید قبل از وقوع ضرر، آنها را در کسب‌وکار خود تشخیص دهید و اصلاح کنید.

خطای اول؛ شروع برنامه‌ریزی با سود

مدیر ابتدا می‌پرسد چقدر سود خواهیم داشت، در حالی که سوال درست این است که چه مقدار پول وارد شرکت شده و چه زمانی وارد می‌شود؟ یک شرکت پخش قطعات یدکی خودرو ماهانه حدود ۲ میلیارد تومان فروش با حاشیه سود ۲۰٪ دارد، اما بیشتر مشتریان تعمیرگاه‌ها هستند و میانگین زمان تسویه حدود ۶۰ روز می‌باشد. با وجود سود، شرکت دائما با کمبود نقدینگی مواجه است.

خطای دوم؛ برنامه‌ریزی فقط بر اساس بهترین سناریو

مدیر فرض می‌کند همه چیز طبق برنامه جلو می‌رود. فروش دقیقا طبق پیش‌بینی رشد می‌کند و هزینه‌ها هم ثابت می‌مانند. اما واقعیت بازار نوسان دارد، مشتری تصمیم خود را تغییر می‌دهد و هزینه‌ها افزایش پیدا می‌کنند. در بهترین روش برنامه ریزی مالی همیشه چند سناریو بررسی می‌شود.

خطای سوم؛ نادیده گرفتن سرمایه در گردش

یک کارخانه کوچک تولید مبلمان اداری برای تولید هر سفارش باید چوب، یراق‌آلات و پارچه خریداری کند. هزینه مواد اولیه برای هر سفارش حدود ۳۵۰ میلیون تومان است. فرآیند تولید حدود ۴ هفته طول می‌کشد و مشتری معمولا ۴۵ روز بعد از تحویل تسویه می‌کند. اگر شرکت همزمان ۳ سفارش فعال داشته باشد، بیش از ۱.۵ میلیارد تومان سرمایه در گردش نیاز دارد. بسیاری از مدیران این عدد را در برنامه مالی خود نمی‌بینند.

خطای چهارم؛ رشد بدون ظرفیت

برخی مدیران فکر می‌کنند هرچه فروش بیشتر شود بهتر است؛ اما رشد همیشه به معنی سود بیشتر نیست. اگر زیرساخت عملیاتی آماده نباشد، افزایش فروش می‌تواند هزینه‌ها را به سرعت بالا ببرد.

یک شرکت نصب سیستم‌های خورشیدی خانگی در ابتدا ماهانه ۱۵ پروژه اجرا می‌کند. پس از افزایش تقاضا، مدیر فروش قراردادهای بیشتری امضا می‌کند و در دو ماه تعداد پروژه‌ها به ۴۰ مورد در ماه می‌رسد، اما تیم نصب ثابت مانده است. در نتیجه زمان اجرای پروژه‌ها طولانی می‌شود و جریمه تاخیر در قراردادها فعال می‌گردد.

خطای پنجم؛ جدا دیدن برنامه مالی از تصمیم‌های مدیریتی

در برخی شرکت‌ها برنامه مالی فقط یک گزارش برای بانک یا سرمایه‌گذار است، در حالی که باید ابزار تصمیم‌گیری مدیر باشد. وقتی مدیر قصد استخدام دارد، می‌خواهد تجهیزات جدید بخرد یا وارد بازار جدید شود، باید اثر مالی آن تصمیم مشخص باشد. بدون این تحلیل، برنامه مالی فقط یک سند بایگانی‌شده است.

نتیجه گیری؛ بهترین روش برنامه ریزی مالی کدام است؟

بهترین روش برنامه‌ ریزی مالی شروع با تحلیل جریان نقدی و شناسایی محدودیت‌های واقعی کسب‌وکار به جای بودجه‌بندی سالانه است. بودجه فقط یک نتیجه محسوب می‌شود و اگر منطق اقتصادی را نفهمیده باشید، فقط یک جدول خوشبینانه خواهد بود. تفکیک تصمیم‌های کوتاه‌مدت از بلندمدت و نوشتن سه سناریوی بدبینانه، واقع‌بینانه و خوشبینانه، پایه‌های یک برنامه مقاوم را می‌سازند.

همچنین مدیریت سرمایه در گردش و کاهش دوره وصول مطالبات، اغلب از افزایش فروش مهم‌تر است. دوره شوالیه دکتر فرهادی نیا با ارائه آموزش‌های عملی، به مدیران کمک می‌کند تا از پنج خطای رایج در برنامه‌ریزی مالی اجتناب کنند.

سوالات متداول؛ روش مناسب برای برنامه ریزی مالی

آیا اصلا نباید بودجه سالانه بنویسیم؟

بودجه سالانه باید به عنوان خروجی و نتیجه نوشته شود، نه نقطه شروع. ابتدا منطق اقتصادی، محدودیت‌ها، جریان نقدی و سناریوهای مختلف را تحلیل کرده و سپس بودجه را استخراج کنید. بودجه بدون این تحلیل‌ها، فقط یک پیش‌بینی خوشبینانه است.

هر چند وقت یک بار باید برنامه مالی را بازبینی کرد؟

برای انتخاب بهترین روش برنامه ریزی مالی جریان نقدی باید هفتگی رصد شود. نسبت‌های مالی مهم (نقدینگی جاری، حاشیه سود عملیاتی و دوره وصول مطالبات) ماهانه بررسی شوند و سناریوها و تصمیم‌های بلندمدت هر فصل بازبینی می‌گردند.

منبع: principal.com

نظرتون مهمه
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *