تامین مالی مبتنی بر بدهی چیست؟
تامین مالی مبتنی بر بدهی روشی است که در آن کسبوکار بدون واگذاری مالکیت، سرمایه دریافت میکند و متعهد میشود اصل پول و بهره آن را در زمان مشخص بازپرداخت کند. این روش برخلاف تامین مالی مبتنی بر سهام، کنترل شرکت را در دستان مدیران حفظ میکند اما شرط اصلی آن توانایی بازپرداخت از محل جریان نقدی آینده است. به همین دلیل، مدیران و کارآفرینانی که در دوره شوالیه دکتر فرهادی نیا با مفاهیم رشد کسبوکار و تصمیمگیری مالی آشنا میشوند، معمولا درک بهتری از انتخاب و مدیریت این نوع تامین مالی خواهند داشت.
تامین مالی مبتنی بر بدهی چیست و چگونه عمل میکند؟
تامین مالی مبتنی بر بدهی یکی از روشهای رایج جذب سرمایه برای کسبوکارها است. در این روش، شرکت منابع مالی مورد نیاز خود را دریافت میکند، اما مالکیت آن تغییری نمیکند. برای شناخت بهتر این مدل تامین سرمایه، لازم است نحوه عملکرد آن و کاربردهای عملی آن را بررسی کنیم.
نحوه عملکرد تامین مالی مبتنی بر بدهی
در این روش، کسبوکار سرمایه موردنیاز خود را از بانکها، مؤسسات مالی یا سرمایهگذاران دریافت میکند. در مقابل، شرکت متعهد میشود اصل مبلغ دریافتی را به همراه سود یا بهره تعیینشده در زمان مشخص بازپرداخت کند. به بیان ساده، منابع مالی امروز در اختیار شرکت قرار میگیرد و هزینه آن در آینده پرداخت میشود.
نمونهای از تامین مالی مبتنی بر بدهی در صنعت بستهبندی
برای درک بهتر، یک مثال از صنعت بستهبندی مواد غذایی را در نظر بگیرید. یک شرکت تولید ظروف بستهبندی پلاستیکی در حال حاضر ماهانه حدود ۸۱ تن محصول تولید میکند. مدیر تصمیم میگیرد یک دستگاه تزریق پلاستیک جدید به قیمت ۱ میلیارد تومان از طریق وام بانکی خریداری کند. پس از نصب دستگاه جدید ظرفیت تولید به ۱۳۵ تن در ماه میرسد و افزایش فروش، جریان نقدی لازم برای پرداخت اقساط را ایجاد میکند.
منطق اقتصادی تامین مالی مبتنی بر بدهی در کسبوکار
منطق اقتصادی تامین مالی مبتنی بر بدهی به معنای استفاده از پول بیرونی برای ایجاد ظرفیت درآمد بیشتر است. اگر افزایش درآمد اتفاق بیفتد، بدهی به اهرم رشد تبدیل میشود. اگر افزایش درآمد رخ ندهد، بدهی به سرعت به فشار مالی تبدیل میشود. به همین دلیل، تامین مالی مبتنی بر بدهی یک ابزار رشد بوده و به معنای ابزار نجات یک کسبوکار مشکلدار نمیباشد. بانکها به سود حسابداری شما توجه کمتری دارند؛ آنها یک سوال ساده میپرسند: آیا جریان نقدی عملیاتی شرکت توان پرداخت اقساط را دارد؟
چرا کسبوکارهای کوچک و متوسط از بدهی استفاده میکنند؟
بسیاری از مدیران کسبوکارهای کوچک و متوسط وقتی به منابع مالی نیاز دارند، اولین گزینهای که به ذهنشان میرسد وام است. این انتخاب تصادفی نیست و سه دلیل مشخص دارد. در ادامه این سه دلیل را باهم بررسی میکنیم.
عدم واگذاری سهام شرکت
در تامین مالی مبتنی بر بدهی، هیچ سهمی از شرکت واگذار نمیشود. بانک یا تامینکننده مالی فقط بازپرداخت پول و بهره را میخواهد و در سود و زیان شرکت شریک نمیشود. برای بسیاری از کارآفرینان این موضوع حیاتی است، زیرا آنها نمیخواهند در تصمیمهای مدیریتی، سرمایهگذار جدید وارد شود.
سرعت دسترسی به منابع مالی
جذب سرمایهگذار معمولا زمانبر است و مذاکره، ارزشگذاری شرکت و بررسیهای مالی ماهها طول میکشد. اما در بسیاری از موارد، دریافت تسهیلات بانکی یا اعتبار تجاری برای شرکتهایی که سابقه فعالیت دارند، بسیار سریعتر اتفاق میافتد. این سرعت عمل برای کسبوکارهایی که فرصت بازار کوتاهمدتی شناسایی کردهاند، یک مزیت رقابتی مهم محسوب میشود.
ساختار مشخص بازپرداخت
در تامین مالی مبتنی بر بدهی، مبلغ اقساط و زمان پرداخت از ابتدا مشخص است و مدیر میداند هر ماه چه مقدار پول باید پرداخت شود. شرکتی که سازههای فلزی گلخانه میسازد، برای خرید دستگاه CNC جدید حدود ۶ میلیارد تومان سرمایه نیاز دارد. مدیر به جای جذب سرمایهگذار، یک تسهیلات ۳ ساله با اقساط ماهانه حدود ۱۸۰ میلیون تومان دریافت میکند و فروش ماهانه از حدود ۳.۵ میلیارد تومان به نزدیک ۴.۳ میلیارد تومان میرسد. در این شرایط افزایش جریان نقدی پرداخت اقساط را ممکن میکند.
انواع تامین مالی مبتنی بر بدهی
وقتی از تامین مالی مبتنی بر بدهی صحبت میشود، بسیاری از مدیران فقط به وام بانکی فکر میکنند. اما در عمل، پنج ابزار مختلف هستند که هر کدام برای یک وضعیت مالی متفاوت طراحی شدهاند. در ادامه با آنها آشنا میشوید.
۱. تسهیلات بانکی
اولین و رایجترین گزینه، تسهیلات بانکی است که در آن بانک مبلغ مشخصی را پرداخت میکند و بازپرداخت در قالب اقساط ماهانه انجام میشود. برای مثال، یک شرکت تولید قطعات آلومینیومی برای خرید قالب جدید ۴ میلیارد تومان تسهیلات دریافت میکند و طی ۵۶ ماه آن را بازپرداخت میکند. نرخ سود و دوره تنفس مورد نیاز بانک بسته به نوع تسهیلات متفاوت است.
۲. خط اعتباری
در مدل خط اعتباری، یک سقف مالی مشخص برای شرکت تعیین میشود، اما شرکت فقط زمانی که نیاز دارد از این اعتبار استفاده میکند. برای مثال شرکت پخش لوازم آرایشی خط اعتباری ۵ میلیارد تومانی دارد و در زمان خرید از تامینکننده از آن استفاده میکند. بعد از فروش کالا، بدهی را تسویه کرده و تا زمانی از خط اعتباری استفاده نکند، سودی به آن تعلق نمیگیرد.
۳. اوراق بدهی
در روش اوراق بدهی، شرکت از طریق بازار سرمایه و با انتشار آن، پول جذب میکند و متعهد به پرداخت سود دورهای میشود. این روش بیشتر برای شرکتهای بزرگ استفاده میگردد که صورتهای مالی حسابرسی شده و اعتبار کافی در بازار سرمایه دارند. برخلاف وام بانکی که یک طرفه است، اوراق بدهی میتواند توسط سرمایهگذاران خریداری شود.
۴. تامین مالی فاکتور
در بسیاری از صنایع، فروش به صورت اعتباری انجام میشود و کسبوکارها مجبورند ۶۰ تا ۱۲۰ روز برای وصول پول خود منتظر بمانند. برای مثال، یک شرکت تولید مواد شوینده که به فروشگاههای زنجیرهای با مهلت پرداخت ۹۰ روزه فروش دارد، میتواند فاکتورهای فروش خود را به یک موسسه مالی ارائه دهد. موسسه مالی بخش بزرگی از مبلغ را زودتر (معمولا ۸۰ تا ۹۰ درصد) به شرکت پرداخت میکند.
۵. وامهای شرکتی
وامهای شرکتی گاهی از سوی صندوقهای مالی یا شرکتهای سرمایهگذاری ارائه میشوند، بانکها و ساختار آن شبیه وام بانکی نیست اما شرایط آن انعطافپذیرتر است. این وامها ممکن است وثایق کمتری نیاز داشته یا دوره تنفس طولانیتری داشته باشند. در برخی موارد، این موسسات به جای دریافت سود ثابت، در درصدی از فروش یا سود شرکت شریک میشوند.
مثالهای واقعی از استفاده بدهی در صنایع مختلف
درک تامین مالی مبتنی بر بدهی با مثالهای ملموس بسیار ساده میشود. در ادامه چهار مثال واقعی از صنایع تولید، تجهیزات صنعتی، خدمات و کشاورزی را بررسی میکنیم که هرکدام نشان میدهد چگونه بدهی میتواند سرعت رشد را افزایش دهد.
صنعت تولید و افزایش ظرفیت
یک شرکت تولیدی در صنعت تجهیزات آبیاری قطرهای با فروش سالانه حدود ۱۴ میلیارد تومان و حاشیه سود عملیاتی حدود ۲۵ درصد، فرصت بازار را شناسایی میکند. شرکت تصمیم میگیرد ۶ میلیارد تومان وام سرمایهگذاری با نرخ بهره ۲۵ درصد و دوره بازپرداخت ۴ ساله دریافت کند. پس از نصب خط تولید جدید، فروش سالانه به حدود ۲۳ میلیارد تومان میرسد و سود عملیاتی بیش از ۲ میلیارد تومان افزایش پیدا میکند.
خدمات و ناوگان عملیاتی
یک شرکت خدمات نگهداری آسانسور با حدود ۱۵۰ ساختمان قرارداد سالانه دارد و میانگین قرارداد هر ساختمان ماهانه ۵ میلیون تومان است، بنابراین درآمد ماهانه قابل پیشبینی حدود ۷۵۰ میلیون تومان دارد. مدیر شرکت یک خودرو خدماتی به قیمت ۱.۸ میلیارد تومان با تسهیلات ۳۶ ماهه و قسط ماهانه حدود ۶۳ میلیون تومان میخرد. خودرو جدید باعث میشود تیم خدمات مناطق بیشتری را پوشش دهد و در مدت ۶ ماه، تعداد قراردادها از ۱۵۰ به ۱۷۰ ساختمان میرسد.
کشاورزی و گلخانه
یک واحد فرآوری محصولات کشاورزی که به خرید فصلی مواد اولیه وابسته است، برای توسعه سیستم گلخانهای خود نیاز به سرمایه دارد و برخلاف صنعت، جریان نقدی پس از برداشت محصول وارد میشود. یک گلخانه تولید صیفیجات با استفاده از تسهیلات بانکی با دوره تنفس ۶ ماهه (بدون پرداخت اصل و سود)، سیستم آبیاری هوشمند نصب میکند. پس از دو دوره برداشت، افزایش راندمان تولید و کاهش مصرف آب، جریان نقدی کافی برای شروع بازپرداخت اقساط ایجاد میکند.
چه زمانی تامین مالی مبتنی بر بدهی تصمیم درستی است؟
بدهی فقط زمانی منطقی است که جریان نقدی قابل پیشبینی وجود داشته باشد و بانک فقط یک سوال ساده دارد؛ آیا شرکت میتواند اقساط را پرداخت کند؟ پاسخ این سوال در جریان نقدی عملیاتی مشخص میشود و مثال شرکت نگهداری آسانسور نشان داد که با درآمد پایدار ماهانه، تسهیلات خرید خودرو به افزایش درآمد و پوشش اقساط منجر شد. بدهی باید از محل جریان نقدی آینده بازپرداخت شود، نه از امید به فروش بیشتر و اگر کسبوکار هنوز مدل درآمدی پایدار ندارد، بدهی تصمیم پر ریسکی است.
چه زمانی بدهی برای کسب و کار خطرناک میشود؟
تامین مالی مبتنی بر بدهی همیشه ابزار رشد نیست و در برخی شرایط میتواند به سرعت به عامل بحران تبدیل شود. اولین علامت خطر عدم ثبات جریان نقدی است و دومین عامل حاشیه سود پایین و سومین عامل وابستگی به فروش ناپایدار میباشد. در ادامه با این سه عامل خطر آشنا میشوید.
عدم ثبات جریان نقدی
اولین علامت خطر، نوسان شدید ورودی پول ماهانه است و اگر درآمد شرکت در ماههای مختلف سال به شدت متفاوت باشد، اقساط ثابت وام تبدیل به یک فشار دائمی میشود. برای مثال، یک شرکت خردهفروشی پوشاک در ماههای پاییز و زمستان فروش بالایی دارد، اما در بهار و تابستان فروش به شدت افت میکند. اگر چنین شرکتی وام با قسط ماهانه ثابت بگیرد، در ماههای کمفروش مجبور است از ذخایر نقدی یا بدهی جدید استفاده کند و این چرخه خیلی زود کنترل را از مدیر میگیرد.
حاشیه سود پایین
دومین عامل خطر، حاشیه سود پایین کسبوکار است و بسیاری از SMEها فروش بالایی دارند اما سود خالص آنها محدود است. فرض کنید یک شرکت پخش مصالح ساختمانی حاشیه سود خالص ۴ درصدی دارد و برای تامین سرمایه در گردش، تسهیلات با نرخ بهره ۲۵ درصد دریافت میکند. در این حالت، بخش بزرگی از سود ناچیز صرف بازپرداخت بدهی میشود و کوچکترین افت فروش یا افزایش هزینه، شرکت را مستقیما وارد زیان خواهد کرد.
وابستگی به فروش ناپایدار
سومین عامل، وابستگی شدید به عواملی است که خارج از کنترل مدیر هستند، مانند یک واحد فرآوری محصولات کشاورزی که به خرید فصلی مواد اولیه وابسته است. در سالهایی که عرضه مواد اولیه کاهش پیدا میکند یا قیمتها جهش میکند، حجم تولید به شدت افت میکند اما اقساط بدهی بدون وقفه ادامه دارد.
یک نشانه هشداردهنده دیگر استفاده از بدهی برای پوشش هزینههای جاری مانند حقوق، اجاره یا قبوض است و اگر مجبورید حقوق کارکنان را با وام بدهید، مشکل ساختاری در کسبوکار شما وجود دارد.
شاخصهای مالی مهم قبل از دریافت بدهی
بسیاری از مدیران وقتی به فکر دریافت وام میافتند، فقط به مبلغ وام توجه میکنند؛ اما در حقیقت سوال مهم این است که آیا کسبوکار توان تحمل بدهی را دارد؟ آشنایی با مفاهیمی مانند نسبت بدهی، نسبت پوشش بهره و جریان نقدی عملیاتی، از موضوعاتی است که در دوره هوش مالی برای مدیران غیرمالی دکتر فرهادی نیا نیز مورد توجه قرار میگیرد و در ادامه هم به توضیح آنها میپردازیم.
نسبت بدهی
نسبت بدهی نشان میدهد چه سهمی از داراییهای شرکت از طریق بدهی تامین شده است و فرمول آن تقسیم کل بدهی بر کل دارایی میباشد. برای مثال شرکت تولید درب و پنجره یوپیویسی با ارزش کل داراییهای حدود ۱۵ و۶ میلیارد تومان بدهی بانکی، نسبت بدهی حدود ۴۰ درصد دارد. اگر این شرکت ۸ میلیارد تومان وام جدید دریافت کند، نسبت بدهی به حدود ۶۰ درصد میرسد و فشار مالی شرکت به شکل محسوسی افزایش پیدا میکند.
نسبت پوشش بهره
نسبت پوشش بهره نشان میدهد سود عملیاتی شرکت چند برابر هزینه بهره بدهیها است و فرمول آن سود عملیاتی تقسیم بر هزینه بهره میباشد. فرض کنید یک شرکت تولید تجهیزات آشپزخانه صنعتی، سالانه ۳۴ میلیارد تومان فروش و ۳ میلیارد تومان سود عملیاتی دارد. اگر هزینه بهره سالانه حدود ۵۰۰ میلیون تومان باشد، نسبت پوشش بهره حدود ۶ خواهد بود، اما اگر سود عملیاتی فقط ۵۰۰ میلیون تومان باشد، این نسبت به حدود ۱ کاهش مییابد.
جریان نقدی عملیاتی
شاخص جریان نقدی عملیاتی از همه مهمتر است، زیرا اقساط وام از سود حسابداری پرداخت نمیگردد، بلکه از پول واقعی پرداخت میشود. برای مثال شرکت چاپ و بستهبندی لیبل صنعتی ماهانه حدود ۶ میلیارد تومان فروش دارد، اما بیشتر مشتریان با مهلت پرداخت ۹۰ روزه خرید میکنند. اگر چنین شرکتی بدون بررسی جریان نقدی وام سنگین دریافت کند، ممکن است در پرداخت اقساط دچار مشکل شود، چون فروش وجود دارد اما پول نقد هنوز وارد حساب نشده است.
مثال عددی از تصمیمگیری درست در بدهی
یک شرکت تولیدی در صنعت تجهیزات آبیاری قطرهای فعالیت میکند. محصولات اصلی شرکت لولههای پلیاتیلن و اتصالات آبیاری هستند. بازار شرکت پروژههای کشاورزی و گلخانهای است که با ارقام واقعی این مثال را بررسی میکنیم.
- فروش سالانه ۴۸ میلیارد تومان، حاشیه سود عملیاتی ۱۲٪ و سود عملیاتی ۵.۷ میلیارد تومان است.
- شرکت برای خرید خط اکستروژن جدید ۹ میلیارد تومان نیاز دارد و تصمیم میگیرد ۶ میلیارد تومان وام با نرخ بهره ۲۳٪ و بازپرداخت ۴ ساله دریافت کند.
- پس از نصب، فروش به ۶۵ میلیارد تومان میرسد، سود عملیاتی جدید ۷.۸ میلیارد تومان میشود (افزایش ۲ میلیارد تومانی) و با کسر هزینه بهره ۱.۳ میلیارد تومانی، خالص ارزش اقتصادی ایجاد شده ۷۰۰ میلیون تومان در سال است.
- نسبت پوشش بهره حدود ۶ است و سوال کلیدی پاسخ داده شده این است که بدهی دقیقا ۷۰۰ میلیارد تومان درآمد جدید در سال ایجاد میکند.
اشتباهات رایج در استفاده از بدهی
بسیاری از مدیران وقتی به سراغ وام میروند، تصور میکنند مشکل اصلی دریافت وام است، در حالی که مشکل اصلی معمولا نحوه استفاده از آن است. در ادامه با سه اشتباه رایج آشنا میشوید.
استفاده برای پوشش زیان
برخی شرکتها به جای اصلاح مدل کسبوکار، سراغ وام میروند تا زیان عملیاتی را بپوشانند؛ مانند فروشگاه زنجیرهای لوازم خانگی که به دلیل رقابت شدید با کاهش حاشیه سود مواجه شده است.
مدیر تصمیم میگیرد ۴ میلیارد تومان وام دریافت کند تا بدهی تامینکنندگان را پرداخت کند، اما مشکل اصلی ساختار فروش است. در چنین شرایطی، بدهی فقط زمان بحران را عقب میاندازد و وقتی وام جدید هم تمام شود، بحران با شدت بیشتری بازمیگردد.
داراییهای غیرمولد
برخی مدیران وام را صرف خرید داراییهایی میکنند که درآمد جدید ایجاد نمیکنند، مانند یک شرکت خدمات معماری که ۵ میلیارد تومان تسهیلات دریافت میکند اما بخش زیادی از آن صرف خرید دفتر بزرگتر و دکوراسیون گرانقیمت میشود.
درآمد شرکت تغییری نمیکند، اما اقساط و بهره هر ماه باید پرداخت شود و بدهی تبدیل به یک فشار ثابت مالی میگردد. قانون طلایی این است که اگر دارایی جدید درآمد یا صرفهجویی خالص ایجاد نمیکند، برای خرید آن وام نگیرید.
نادیده گرفتن جریان نقدی
بسیاری از مدیران فقط سود را میبینند و جریان نقدی را نادیده میگیرند، مانند یک شرکت پخش تجهیزات پزشکی با فروش سالانه ۳۰ میلیارد تومان که بیشتر فروشها با چکهای ۶ ماهه انجام میشود.
مدیر شرکت برای افزایش موجودی انبار، ۵ میلیارد تومان وام کوتاهمدت دریافت میکند، اما چند ماه بعد فروش وجود دارد در حالی که پول نقد هنوز وصول نشده است. در نتیجه، پرداخت اقساط تبدیل به بحران میشود و تامین مالی مبتنی بر بدهی فقط زمانی ابزار رشد است که بدهی به ایجاد درآمد جدید کمک کند.
نتیجه گیری؛ تامین مالی مبتنی بر بدهی چیست؟
تامین مالی مبتنی بر بدهی سرمایهای است که بدون واگذاری مالکیت دریافت میشود و باید اصل و بهره آن را از محل جریان نقدی آینده بازپرداخت کنید. انواع آن شامل تسهیلات بانکی، خط اعتباری، اوراق بدهی، تامین مالی فاکتور و وامهای شرکتی است. بدهی زمانی موفق است که جریان نقدی پایدار باشد (مثل شرکت آسانسور با درآمد ۷۵۰ میلیونی) و زمانی خطرناک میشود که حاشیه سود پایین (مثلا ۴٪) یا فروش فصلی داشته باشید.
سه اشتباه رایج در این راه شامل استفاده از وام برای پوشش زیان، خرید دارایی غیر مولد و نادیده گرفتن جریان نقدی عملیاتی میباشد؛ بنابراین قبل از وام حتما نسبت بدهی (زیر ۶۰٪) و نسبت پوشش بهره (بالای ۲) را بررسی کنید. دکتر فرهادی نیا به شما کمک میکند تا بدهی به جای تله رشد، اهرم پیشرفت شما باشد.
سوالات متداول درباره تامین مالی مبتنی بدهی
اگر اقساط وام را نتوانم پرداخت کنم، چه اتفاقی میافتد؟
بانک ابتدا اخطار میدهد، سپس میتواند وثیقه (ماشینآلات، ساختمان، سند) را توقیف و از طریق اجرای ثبت یا دادگاه آن را مزایده کند و طلب خود را بردارد.
آیا میتوانم وام بگیرم و زودتر از موعد بازپرداخت کنم تا سود کمتری بدهم؟
بستگی به نوع قرارداد دارد. برخی بانکها جریمه دیرکرد یا جریمه تسویه زودهنگام میگیرند، برخی اجازه میدهند بدون جریمه زودتر تسویه کنید. حتما قبل از عقد قرارداد این موارد را پرس و جو کنید.
حداقل نسبت پوشش بهره باید چند باشد که وام گرفتن منطقی بشود؟
عدد ۲ به بالا قابل قبول است؛ زیر ۱.۵ یعنی سود عملیاتی به سختی بهره را پوشش میدهد و ریسک بالا میباشد.
منبع: taulia.com


