اهمیت تبلیغات در کسب و کار؛ نقش تبلیغات در افزایش فروش و درآمد
از مهمترین دلایل توجه به اهمیت تبلیغات در کسب و کار می توان به کمک به شکلگیری تصویر ذهنی از برند، جذب مشتریان بالقوه و ایجاد فرصت فروش، حفظ مشتریان فعلی و ساخت وفاداری، ایجاد مزیت رقابتی و تثبیت جایگاه در بازار، انتقال ارزش پیشنهادی و ایجاد تمایز و کمک به کمک به افزایش فروش و تکرار خرید اشاره کرد.
| دلیل اهمیت تبلیغات | چه کمکی به کسبوکار میکند؟ | اقدام پیشنهادی |
|---|---|---|
| شکلدادن به تصویر ذهنی برند | نشان میدهد کسبوکار میخواهد با چه ویژگیای شناخته شود. | در پیام تبلیغاتی، یک ویژگی متمایز مانند تخصص یا کیفیت خدمات را برجسته کنید. |
| جذب مشتریان بالقوه | افراد جدید را با محصول یا خدمت آشنا میکند و فرصت تماس، ثبت فرم یا خرید ایجاد میکند. | تبلیغ را به صفحه یا مسیری مرتبط با نیاز مخاطب هدایت کنید. |
| حفظ ارتباط با مشتریان فعلی | برند را در ذهن خریداران قبلی زنده نگه میدارد و زمینه خرید مجدد را فراهم میکند. | محصولات جدید یا پیشنهادهای مرتبط را به مشتریان قبلی معرفی کنید. |
| تقویت جایگاه رقابتی | دلیل انتخاب کسبوکار شما را در میان گزینههای مشابه روشنتر میکند. | بهجای ادعای کلی، مزیت مشخص و قابلدرک خود را بیان کنید. |
| انتقال ارزش پیشنهادی | توضیح میدهد محصول یا خدمت چه مسئلهای را برای مشتری حل میکند. | ویژگی محصول را به یک فایده ملموس برای مشتری تبدیل کنید. |
| کمک به فروش و تکرار خرید | مخاطب را از آشنایی اولیه به سمت اقدام هدایت میکند و امکان ارتباط پس از خرید را فراهم میسازد. | برای هر تبلیغ، فراخوان به اقدام مشخصی مانند خرید یا درخواست مشاوره بگذارید. |
تبلیغات یکی از پایه های اساسی هر کسب و کاری محسوب شده و مواردی چون نوع کسب و کار، نوع محصولات، خدمات و نحوه خرید را به مشتریان نشان میدهد؛ اما اگر فروش کسبوکارتان کاهش پیدا کرده و تصمیم گرفتهاید بودجه تبلیغات را افزایش دهید، از کجا مطمئن هستید که مشکل اصلی، کمبود تبلیغات است؟ برای یک مدیر، سؤال اصلی فقط این نیست که چقدر تبلیغ کنیم؛ باید بداند چرا تبلیغ میکند، چه نتیجهای انتظار دارد و چگونه میخواهد آن نتیجه را اندازهگیری کند.
جواب تمام این سوالات را میتوانید در دورههای تخصصی کسبوکار مانند دوره کش فلو دکتر مهدی فرهادی نیا بگیرید و با نگاهی تخصصی، قدمهای بعدی را به سمت موفقیت بردارید.
۶ دلیل اهمیت تبلیغات در کسب و کار
تبلیغات (Advertising)، یکی از ابزارهای پروموشن یا ترویج بازاریابی است که با انتقال پیام به مخاطب، به ایجاد آگاهی، شکلگیری تصویر ذهنی از برند و تثبیت جایگاه آن کمک میکند. در تعریف رایج تبلیغات، این انتقال پیام از طریق رسانه یا فضای تبلیغاتی پولی انجام میشود. در ادامه مهمترین دلایل توجه به اهمیت تبلیغات در کسب و کار را با هم مرور خواهیم کرد.
۱. کمک به شکلگیری تصویر ذهنی از برند
بخشی از فعالیتهای تبلیغاتی، با هدف شکل دادن به تصویر ذهنی مخاطب از کسبوکار انجام میشوند؛ یک برند میتواند در پیامهای تبلیغاتی خود بر تخصص، کیفیت، سرعت خدمات، تجربه مشتری یا ویژگی مشخص دیگری تأکید کند. انتخاب این پیام، باید با جایگاهی که کسبوکار قصد دارد در بازار به دست آورد، هماهنگ باشد.
برای مثال، اگر یک مجموعه آموزشی میخواهد با کیفیت آموزش و مسیر یادگیری مشخص شناخته شود، محتوای تبلیغاتی آن باید همین ویژگیها را به مخاطب منتقل کند؛ در مقابل، تبلیغاتی که دائما بر تخفیف و قیمت پایین تمرکز دارند، ممکن است تصویری متفاوت از جایگاه مورد نظر مجموعه در ذهن مخاطبین ایجاد کنند.
۲. جذب مشتریان بالقوه و ایجاد فرصت فروش
تبلیغات میتواند مخاطبانی را وارد مسیر فروش کند که پیشتر، ارتباطی با کسبوکار نداشتهاند؛ این افراد ممکن است پس از مشاهده تبلیغ، وارد سایت شوند، تماس بگیرند، فرم مشاوره تکمیل کنند یا برای دریافت اطلاعات بیشتر پیام بدهند. در ادبیات بازاریابی، به چنین مخاطبانی که نشانهای از علاقه به محصول یا خدمت نشان دادهاند، سرنخ فروش یا Lead گفته میشود.
اگر کسبوکار نتواند به درخواست مشتری پاسخ مناسب بدهد، نیاز او را شناسایی کند یا فرایند خرید را تکمیل کند، بخشی از فرصتهای ایجاد شده از طریق تبلیغات از دست میروند. بنابراین، تبلیغات باید با فعالیت واحد فروش و فرایند ارتباط با مشتری هماهنگ باشد.
۳.حفظ مشتریان فعلی و ساخت وفاداری
هزینه جذب مشتری جدید همیشه بالاتر از نگهداشتن مشتریان قدیمی است؛بنابراین، تبلیغات پیامی واضح به خریداران قبلی میفرستد که شما هنوز فعال هستید، خدمات بهتری ارائه میدهید و ارزش همراهی آنها را میدانید.
پیامهای تبلیغاتی هوشمندانه ارتباط عاطفی با مشتری را زنده نگه میدارند و نرخ بازگشت آنها را برای خریدهای بعدی بالا میبرند.
۴.ایجاد مزیت رقابتی و تثبیت جایگاه در بازار
در بازاری که دهها رقیب محصولات و قیمتهای مشابهی دارند، تبلیغات همان عاملی است که دلیل انتخاب شدن شما توسط خریداران را روشن میکند؛ با تبلیغات برنامهریزیشده، نقاط قوت، کیفیت متمایز و شخصیت برندتان پررنگتر خواهد شد و در نهایت، سهم بازار بیشتری را از دست رقبا خارج کرده و جایگاه شما را بهعنوان رهبر یا گزینهای مطمئن در صنعت ثبت میکند.
۵. انتقال ارزش پیشنهادی و ایجاد تمایز
یکی از وظایف تبلیغات، تبدیل ویژگیهای محصول به پیامی قابلفهم برای مشتری است؛ فرض کنید یک شرکت تولیدکننده رنگ ساختمانی، قصد تبلیغ محصولات خود را دارد ولی به نظر شما، آیا کافی است اعلام کند محصولات باکیفیتی تولید میکند؟
توضیح مزیتهایی که برای مصرفکننده یا مجری محصول اهمیت دارند، میتواند به درک بهتر ارزش پیشنهادی کمک کند.
۶. کمک به افزایش فروش و تکرار خرید
تبلیغات و سایر ابزارهای پروموشن میتوانند در مراحل مختلف تصمیمگیری مشتری اثرگذار باشند؛ در مرحله آگاهی، مشتری با محصول آشنا شده و پس از آن، باید ارزش محصول را درک کند، به خرید علاقهمند شود و در نهایت اقدام مشخصی انجام دهد.
این اقدام میتواند خرید محصول، ثبتنام در دوره آموزشی، رزرو خدمت یا درخواست مشاوره باشد؛ اما ارتباط کسبوکار با مشتری، نباید پس از نخستین خرید متوقف شود. برنامههای ارتباطی و ترویجی میتوانند برای معرفی محصولات دیگر، یادآوری خدمات و تشویق مشتریان قبلی به خرید مجدد نیز طراحی شوند؛ در نتیجه، هنگام بررسی اهمیت تبلیغات در کسبوکار، باید میان جذب مشتری جدید و حفظ ارتباط با مشتریان فعلی تفاوت قائل شد.
تفاوت تبلیغات با بازاریابی در چیست؟
تبلیغات با تمام فعالیتهای بازاریابی یکسان نیست؛ در آمیخته بازاریابی، چهار مولفه اصلی وجود دارد که شامل محصول، قیمت، توزیع و ترویج(پروموشن) میشوند؛ پروموشن، مجموعهای از فعالیتهای ارتباطی و انگیزشی است که مشتری را از مرحله آشنایی با محصول، به سمت اقدام هدایت میکند.
تبلیغات یکی از ابزارهای این مجموعه است و در کنار پیشبرد فروش، روابط عمومی، فروش شخصی و بازاریابی مستقیم قرار میگیرد؛
فرض کنید یک شرکت تجهیزات صنعتی، محصولی با کیفیت مناسب و خدمات پشتیبانی قابلقبول عرضه میکند و قیمتگذاری آن نیز متناسب با بازار است. بااینحال، مشتریان بالقوه شناخت کافی از این شرکت ندارند؛ در چنین شرایطی، تبلیغات میتواند محصول و مزیتهای آن را به مخاطبان معرفی کند.
اگر برای تبلیغات هزینه نکنید چه بلایی سر کسبوکار میآید؟
نادیده گرفتن تبلیغات و قطع بودجه آن، شاید در کوتاهمدت باعث صرفهجویی مالی به نظر برسد، اما در عمل مسیر رکود و حذف تدریجی کسبوکار را هموار میکند؛ بازاری که در آن حضور فعال نداشته باشید، به سرعت توسط رقبا گرفته می شود و عدم سرمایهگذاری روی تبلیغات، آثار تخریبی عمیقی بر سهم بازار، هزینههای آتی و پایداری برند برجای میگذارد که در متن پایین درباره آنها توضیح داده ایم.
واگذاری سهم بازار به رقبا
وقتی از رسانهها و چشم مشتریان فاصله میگیرید، آنها را مستقیم به سمت رقبایی که حضور پررنگتری دارند سوق می دهید؛ مشتریان بالقوهای که روزانه به دنبال خدمات یا محصولات شما هستند، در غیاب پیام حضور مستمر شما، گزینههای فعالتر را انتخاب میکنند. این فرآیند بهمرور زمان، سهم شما را از بازار کوچک کرده و باعث شکست تدریجی آن خواهد شد.
افزایش شدید هزینههای آینده
به طور کلی، بازگرداندن برندی که به دست فراموشی سپرده شده یا جایگاهش را به رقبا واگذار کرده، به بودجهای بسیار سنگینتر از حفظ حضور مستمر نیاز دارد. هزینهای که برای دوباره مطرحشدن و جلب مجدد اعتماد ازدسترفته مشتریان پرداخت میکنید، بهمراتب بیشتر از سرمایهای است که صرف ادامه جریان منظم تبلیغات میشد.
وابستگی به شانس و توصیههای دهانبهدهان محدود
بدون تبلیغات هدفمند، ورودی مشتریان جدید کاملا تصادفی میشود و کسبوکار کنترل خود را روی میزان فروش و رشد آتی از دست میدهد؛ این عدم ثبات، امکان برنامهریزی برای توسعه، جذب نیرو یا سرمایهگذاریهای جدید را از سازمان سلب خواهد کرد.
چرا بعضی تبلیغات با وجود بازدید زیاد، فروش ایجاد نمیکنند؟
یکی از اشتباهات بزرگ مدیران، این است که تمام مشکلات فروش را به میزان تبلیغات نسبت میدهند؛ فرض کنید یک مجموعه آموزشی، برای معرفی دوره جدید خود تبلیغات انجام داده است. ۵۰۰۰ نفر صفحه معرفی دوره را مشاهده و ۲۰۰ نفر ثبتنام کردهاند.
نرخ تبدیل بازدیدکننده به ثبتنامکننده برابر است با:
نرخ تبدیل = (تعداد ثبتنام ÷ تعداد بازدید) × ۱۰۰
۲۰۰ ÷ ۵۰۰۰ × ۱۰۰ = ۴ درصد
به نظر شما، آیا نرخ تبدیل ۴ درصد نشاندهنده موفقیت تبلیغات است؟ بدون اطلاع از هدف تعیینشده، هزینههای تبلیغات، کیفیت مخاطبان و سایر شرایط، نمیتوان پاسخ قطعی داد.
ممکن است بخش قابلتوجهی از بازدیدکنندگان، مخاطبان مناسب دوره نباشند؛ شاید توضیحات صفحه نتوانسته ارزش آموزش را منتقل کند. به علاوه احتمال دارد قیمت، شرایط ثبتنام یا اعتماد مخاطب مانع تصمیمگیری شده باشد. این مثال نشان میدهد که مدیر باید عملکرد تبلیغات و عملکرد فرایند فروش را در ارتباط با یکدیگر تحلیل کند.
مقایسه کانالهای تبلیغاتی سنتی و دیجیتال
بعضی مدیران هنگام تصمیمگیری درباره تبلیغات، ابتدا به انتخاب کانال فکر میکنند؛ اما پیش از انتخاب کانال، چند موضوع اساسی باید مشخص شود. سن، شغل، موقعیت جغرافیایی، سطح درآمد، نیازها و عوامل مؤثر بر تصمیم خرید از جمله اطلاعاتی هستند که میتوانند در شناخت مخاطب کمک کنند. بنابراین، انتخاب کانال های تبلیغاتی برای این افراد، ارزش بالایی پیدا میکند.
انتخاب میان روشهای سنتی و کانالهای دیجیتال، یکی از مهمترین تصمیمهای استراتژیک در طراحی کمپینهای تبلیغاتی است. رسانههای سنتی مانند بیلبوردها، تلویزیون و چاپ، دسترسی عمومی و اعتباری گسترده ایجاد میکنند؛ درحالیکه ابزارهای دیجیتال مارکتینگ در کسب و کار امکان هدفگیری دقیق، سنجش لحظهای بازدهی و مدیریت بهینهتر بودجه را فراهم میسازند.
تبلیغات در کسبوکارهای مختلف چه تفاوتی دارد؟
یکی از دلایلی که نمیتوان نسخه تبلیغاتی یکسانی برای تمام کسبوکارها ارائه کرد، تفاوت رفتار و نیاز مشتریان است. به عنوان مثال، کمپین تبلیغاتی که شما برای دوره آموزشی میسازید، کاملا با صنایعی مانند صنایع غذایی، گردشگری و… متفاوت است:
تبلیغات در کسبوکارهای آموزشی
در صنعت آموزش، اعتماد مخاطب و تصور او از نتیجه یادگیری اهمیت دارد؛ به همین دلیل، استفاده از نمونه محتوای آموزشی، معرفی مسیر یادگیری، ارائه امکان مشاوره قبل از ثبتنام و نمایش نتایج واقعی دانشپذیران میتواند بخشی از برنامه پروموشن باشد.
برای مثال، مجموعهای که دوره تخصصی مدیریت برگزار میکند، میتواند بهجای تمرکز صرف بر تخفیف ثبتنام، بخشی از محتوای آموزشی و کاربرد آن را به مخاطب معرفی کند؛ در اینجا، هدف فقط معرفی دوره نیست و مخاطب باید بتواند درباره تناسب دوره با نیاز خود تصمیم بگیرد.
تبلیغات در رستورانها
در رستورانها، برنامههای ترویجی میتوانند با هدف معرفی منوی جدید، افزایش مراجعه در زمانهای کمتردد یا تشویق مشتریان به خرید مجدد طراحی شوند؛ پیشنهادهای ویژه آخر هفته، بستههای خانوادگی، معرفی غذای جدید و برنامههای وفاداری، از جمله ابزارهایی هستند که میتوانند در این صنعت استفاده شوند.
تبلیغات در محصولات فنی و تخصصی
در محصولاتی مانند رنگ و چسب صنعتی یا تجهیزات تخصصی، مشتری ممکن است پیش از خرید به اطلاعات فنی و توضیحات کارشناسی نیاز داشته باشد؛ در چنین شرایطی محتوای آموزشی، ارائه نمونه محصول، برگزاری کارگاه تخصصی و فروش شخصی میتوانند در کنار تبلیغات قرار بگیرند.
برای تبلیغات در کسب و کار چقدر بودجه اختصاص بدیم؟
برای اختصاص دادن بودجه به تبلیغات، نیازمند فرمولی محاسبهشده و متناسب با اهداف مالی کسبوکار و بیزینس پلن خواهید بود؛ حتما می پرسید بیزینس پلن چیست یا طرح کسبوکار (Business Plan) چیست و چه مزایایی دارد؟ بیزینس پلن نشان میدهد که یک بیزینس دقیقا چه چیزی میفروشد، چه کسانی مشتریان آن هستند، چگونه قرار است به درآمد برسد و در برابر خطرات بازار چگونه عمل خواهد کرد.
فرض کنید هدف یک کمپین، جذب مشتریان جدید است. مدیر باید مشخص کند چه تعداد مشتری جدید انتظار دارد، برای جذب آنها چه هزینهای پیشبینی شده و چه میزان فروش یا سودآوری میتواند این هزینه را توجیه کند؛ اگر دادهها نشان دهند یک کانال تبلیغاتی عملکرد ضعیفی دارد، مدیر باید علت را بررسی کرده و درباره اصلاح، کاهش بودجه یا توقف آن تصمیم بگیرد.
میزان بودجهای که برای انواع کسب و کار باید بگذاریم شامل:
۱. کسبوکارهای نوپا ۱۲ تا ۱۴ درصد از درآمد
اکثر کسب و کارهایی که تازه شروع به کار می کنند، در قدم های اول نیاز به کمک داشته و می پرسند برای تعیین اهداف رشد مجموعه چگونه بوم کسب و کار بنویسیم؟ بهتر است بدانید که استارتآپها و مجموعههای تازهتاسیس، در انتهای طیفِ نیاز به تبلیغات قرار دارند؛ چرا که هنوز سهمی از بازار نداشته و ناشناخته هستند.
اختصاص ۱۲ تا ۲۰ درصد از درآمد پیشبینیشده (یا سرمایه اولیه) به تبلیغات، امکان جلب توجه اولیه، تست سریع کانالهای جذب مشتری و ثبت نام برند در ذهن مخاطب را فراهم میکند. در این مرحله، هدف اصلی ایجاد آگاهی (Brand Awareness) و ساخت پایگاه مشتریان اولیه است؛ بنابراین صرفهجویی در این بخش، روند ورود به بازار را کُند یا کاملا متوقف میسازد.
۲. کسبوکارهای ثابت شده و پایدار: بین ۵ تا ۱۰ درصد از درآمد
برندهای شناختهشدهای که پایگاه مشتریان ثابت و سهم مشخصی از بازار دارند، نیازی به صرف بودجههای سنگینِ مرحله رشد اولیه ندارند؛ اختصاص ۵ تا ۱۰ درصد از درآمد ناخالص، برای حفظ جایگاه فعلی، یادآوری مداوم به مشتریان قدیمی، خنثی کردن تبلیغات رقبا و معرفی محصولات یا خدمات جدید کفایت می کند. در این سطح، هدف اصلی تبلیغات تثبیت وفاداری، حفظ سهم بازار و جریان پایدار سودآوری است.
۳. بازارهای شدیدا رقابتی تا ۱۵ درصد از درآمد
در بازارهایی که دهها رقیب فعال با محصولات و قیمتهای مشابه حضور دارند، سهم بازار بهشدت شکننده است و در این محیطهای پرفشار، کوچکترین عقبنشینی در تبلیغات، به معنای دیده شدن بیشتر رقبا و ریزش سریع مشتریان خواهد بود.
اختصاص دادن ۱۰ تا ۱۵ درصد از درآمد به تبلیغات در چنین فضایی، هزینهای اجتنابناپذیر برای حفظ برتری رقابتی، متمایز نشان دادن ارزشهای برند و جلوتر ماندن از صف رقبا در ذهن خریدار است.
برای شروع یک کمپین تبلیغاتی موفق و سودآور چه کار کنیم؟
اجرای یک کمپین تبلیغاتی سودآور نیازمند مسیری هدفمند، برنامهریزیشده و متکی بر داده است؛ اگر تبلیغات بدون نقشه راه و کمک گرفتن از مشاوران مشخص اجرا شود، بخش زیادی از بودجه کسبوکار بدون دستیابی به نتیجه مورد انتظار از بین خواهد رفت.
برای تضمین بازگشت سرمایه (ROI) و تبدیل مخاطبان به مشتریان واقعی، هر کمپین باید از مراحل استراتژیک و مشخصی بگذرد؛ به علاوه، مشاوره با بهترین استراتژیستهای برتر کسبوکار، کمک بزرگی به شما در رسیدن به نتایج موفقیت آمیز خواهد کرد. مراحل شروع کمپین موفق شامل مراحل زیر می شود:
- تعیین دقیق مخاطب هدف (Buyer Persona): پیش از هر اقدامی، باید بدانید محصول شما دقیقا حلکننده مشکل چه کسانی است؛ سن، دغدغهها، رفتارها و نیازهای مشتری ایدهآل خود را شفاف کنید تا بودجهتان صرف مخاطبان بیربط نشود.
- تدوین پیام شفاف (Offer): پیامی که به مخاطب میرسانید باید ظرف چند ثانیه ارزش و فایده کار شما را نشان دهد؛ از کلیشهها پرهیز کنید و واضح بگویید چه مشکلی از مشتری حل میکنید یا چه مزیتی به او ارائه میدهید.
- انتخاب کانال مناسب: کانالی را انتخاب کنید که مخاطب هدف شما بیشتر وقت خود را در آن میگذراند؛ کانال هایی مانند شبکههای اجتماعی تا موتورهای جستوجو یا سایتهای تخصصی و… بسترهای مناسبی هستند.
- تعیین فراخوان به عمل واضح (CTA): مخاطب را گیج و سردرگم نکنید. مشتری پس از دیدن تبلیغ، باید دقیقا بداند قدم بعدی چیست؛ آیا باید ثبتنام کند، محصولی بخرد یا فرم مشاوره را پر کند؟ جمله یا دکمه دعوت به اقدام باید کاملا شفاف و بیواسطه باشد.
- سنجش نتایج و بهینهسازی: اجرای تبلیغ پایان راه نیست؛ با بررسی دادهها و شاخصهای آماری بسنجید که کمپین اجرا شده چه میزان بازدهی داشته است و کجای مسیر برای کاهش هزینهها و افزایش فروش نیاز به اصلاح دارد.
چگونه اثربخشی تبلیغات را اندازهگیری کنیم؟
برای ارزیابی تبلیغات، ابتدا باید مشخص شود موفقیت کمپین با چه شاخصهایی سنجیده خواهد شد؛ داشبورد مدیریتی میتواند اطلاعات تبلیغات، فروش و مشتریان را در یک تصویر قابلفهم کنار هم قرار دهد و شاخصها را به خوبی بررسی کند.
| شاخص | چه چیزی را نشان میدهد؟ | کاربرد مدیریتی |
|---|---|---|
| هزینه تبلیغات | میزان هزینه صرفشده در هر کانال | مقایسه هزینه کانالها و کنترل بودجه |
| تعداد بازدید یا کلیک | میزان مراجعه یا تعامل اولیه با پیام تبلیغاتی | بررسی توان تبلیغ در جذب توجه |
| تعداد سرنخ فروش (Lead) | تعداد مخاطبانی که علاقه خود را نشان دادهاند | ارزیابی ایجاد فرصت فروش |
| نرخ تبدیل | نسبت مخاطبانی که اقدام موردنظر را انجام دادهاند | بررسی عملکرد مسیر تبدیل |
| تعداد فروش | تعداد خریدهای ثبتشده | سنجش نتیجه فروش |
| هزینه جذب مشتری (CAC) | متوسط هزینه بازاریابی و فروش برای جذب هر مشتری جدید | بررسی اقتصادی بودن فرایند جذب |
| بازگشت سرمایه (ROI) | بازده حاصل در مقایسه با سرمایهگذاری انجامشده | ارزیابی توجیه اقتصادی کمپین |
هزینه جذب مشتری چیست؟
یکی از شاخصهای مهم برای بررسی عملکرد بازاریابی و فروش، هزینه جذب مشتری است. فرمول ساده آن به صورت زیر محاسبه میشود:
هزینه جذب مشتری = مجموع هزینههای بازاریابی و فروش ÷ تعداد مشتریان جدید
اشتباهات رایج مدیران در تبلیغات کسبوکار
سوختن بودجه تبلیغاتی، زمانی اتفاق میافتد که سرمایه مالی کسبوکار صرف نمایش آگهی شده ولی این نمایشها به کلیک، لید (مخاطب هدف) یا فروش واقعی منجر نمیشوند؛ این اتفاق نتیجه نداشتن استراتژی، ساختار ضعیف در اجرا و نادیده گرفتن رفتار کاربر است. مهمترین دلایل اتلاف و سوختن بودجه تبلیغاتی عبارتاند از:
- عدم شناخت دقیق مخاطب هدف: وقتی تبلیغات شما به افرادی نمایش داده میشود که نیازی به محصولتان ندارند، بودجه مستقیم هدر میرود. نمایش یک محصول گرانقیمت به گروه سنی بدون درآمد یا تبلیغ یک خدمت محلی در سراسر کشور، نمونههایی از هدفگیری اشتباه است.
- پیام تبلیغاتی مبهم یا کلیشهای: مخاطب در شبکههای اجتماعی و وبسایتها غرق در اطلاعات است و تنها چند ثانیه به آگهی شما زمان میدهد. اگر پیام تبلیغ متمرکز بر حل مشکل کاربر نباشد، جذابیت بصری نداشته و کاربر بدون توجه از آن عبور میکند.
- ورود کاربر به لندینگپیج ضعیف و نامرتبط: یکی از بزرگترین دلایل سوختن بودجه، جلب توجه کاربر و سپس رها کردن اوست؛ اگر کاربر روی تبلیغ کلیک کند اما وارد صفحهای با سرعت پایین، ظاهر غیرحرفهای و فرمهای پیچیده شود، بلافاصله صفحه را میبندد.
- نبود فراخوان به عمل واضح (CTA): اگر کاربر پس از دیدن تبلیغ نداند که باید چه کاری انجام دهد (ثبتنام، تماس، دریافت مشاوره یا خرید مستقیم)، اقدام بعدی را رها خواهد کرد؛ عدم هدایت مستقیم مخاطب به گام بعدی، نرخ تبدیل کمپین را به شدت کاهش میدهد.
- انتخاب کانال و بستر نامناسب: صرف بودجههای سنگین در بسترهایی که مخاطب هدف شما در آن فعالیت ندارد یا با هدف خرید وارد آن نمیشود، حاصلی جز اتلاف سرمایه نخواهد داشت.
- عدم سنجش آمار و اصلاح نکردن کمپین: بدون تحلیل مستمر شاخصهایی مانند نرخ کلیک (CTR)، هزینه هر اقدام (CPA) و نرخ تبدیل، نقاط ضعف کمپین شناسایی نشده و بودجه تا آخرین ریال در مسیر نادرست میسوزد.
جمعبندی؛ اهمیت تبلیغات در کسب و کار چیست؟
اگر شما هم کسب و کاری دارید یا می خواهید به عنوان یک استارتاپ شروع به کار کنید، باید بدانید که اهمیت تبلیغات در توسعه کسب و کار بسیار بالا و حیاتی بوده و نادیده گرفتن بودجه برای آن، می تواند ادامه کار را به خطر بیندازد. اگر برای شروع کمپین تبلیغاتی خود نگران هدر رفتن بودجه هستید و نیاز به مشاوره تخصصی دارید، دکتر مهدی فرهادی نیا در قدم به قدم راه رسیدن شما به موفقیت در کنارتان خواهد بود.
تا به حال برای کسب و کار خود، کمپین تبلیغاتی اجرا کردهاید؟ چه داده و اطلاعاتی به شما کمک کرد تا مسیر بهتری را پیش بگیرید؟ اگر برای شروع مسیر، نیاز به کمک دارید در قسمت نظرات با ما در ارتباط باشید.
سوالات متداول درباره تبلیغات در کسب و کار
اگر محصول یا خدمات ما باکیفیت است، باز هم به تبلیغات نیاز داریم؟
اگر بهترین تبلیغات را انجام دهید اما محصول کیفیت نداشته باشد، مشتری یکبار خرید میکند و برای همیشه میرود؛ بنابراین، تبلیغات مشتری را به سمت شما میآورد، اما این کیفیت است که او را به مشتری دائمی تبدیل میکند.
چقدر زمان میبرد تا تبلیغات به نتیجه و فروش واقعی برسد؟
زمان بازدهی تبلیغات به نوع کانال انتخابی و هدف کمپین بستگی دارد؛ تبلیغات کلیکی (مانند گوگل ادز یا تبلیغات سوشال مدیا) میتوانند از همان روزهای اول ورودی و فروش ایجاد کنند. اما تبلیغاتی که با هدف برندسازی، سئو و ساخت اعتبار انجام میشوند، معمولا بین ۳ تا ۶ ماه زمان نیاز دارند.
آیا کسبوکارهای کوچک و محلی هم باید برای تبلیغات هزینه کنند؟
بله، کسبوکارهای کوچک برای دیده شدن در میان رقبای بزرگتر و جذب نخستین گروههای مشتریان، نیاز بیشتری به تبلیغات دارند؛ البته کسبوکارهای کوچک نیازی به صرف بودجههای سنگین نداشته و میتوانند از تبلیغات محلی (Local Advertising) و کمپینهای هدفمند کمهزینه استفاده کنند تا افراد ساکن در محدوده فعالیت خود را جذب کنند.
از کجا بفهمیم تبلیغاتی که انجام دادهایم سودآور بوده است؟
سودآوری تبلیغات با شاخصی به نام نرخ بازگشت سرمایه تبلیغات(ROAS) ارزیابی میشود؛ برای محاسبه آن، درآمد حاصل از کمپین را بر مجموع هزینههای صرفشده برای همان تبلیغ تقسیم کنید. اگر عدد بهدستآمده بزرگتر از ۱ باشد (مثلا به ازای هر ۱ میلیون تومان هزینه، ۳ میلیون تومان فروش ایجاد شده باشد)، کمپین شما سودآور بوده است.
اگر بودجه تبلیغاتی محدودی داشته باشیم، از کدام کانال شروع کنیم؟
وقتی بودجه محدود است، اولویت با کانالهاییست که تقاضای موجود در بازار را هدف میگیرند؛ مانند تبلیغات در موتورهای جستوجو (گوگل ادز) یا سئو روی کلمات کلیدی خرید محور. در این روشها، شما هزینهتان را صرف افرادی میکنید که همین حالا به دنبال خرید محصول یا خدمت شما هستند، که این امر ریسک اتلاف بودجه را به حداقل میرساند.
منبع: exeedcollege.com


