تفاوت مدیریت و رهبری در سازمان های آموزشی
تفاوت مدیریت و رهبری در سازمان های آموزشی به نوع نگاه مدیران به اداره مجموعه، هدایت افراد و ایجاد مسیر رشد برای سازمان مربوط میشود. مدیریت بیشتر بر ساختار و فرایندهای سازمان تمرکز دارد، در حالی که رهبری به انسانها، ارزشها و آینده مجموعه توجه میکند. امروزه مراکز آموزشی برای موفقیت فقط به برنامهریزی و کنترل نیاز ندارند، بلکه باید بتوانند با ایجاد انگیزه، تغییر نگرش و همراه کردن افراد، مسیر تحول را نیز ایجاد کنند. اگر به دنبال تقویت توانمندیهای مدیریتی و رهبری خود هستید، دوره شوالیه دکتر فرهادینیا میتواند مسیر مناسبی برای توسعه این مهارتها باشد.
تفاوت مدیریت و رهبری در سازمان های آموزشی چیست؟
مدیریت و رهبری در سازمانهای آموزشی دو مهارت مکمل هستند که هرکدام نقش متفاوتی در موفقیت مجموعه دارند. مدیریت به اداره درست سازمان، حفظ نظم و اجرای برنامهها کمک میکند و رهبری باعث ایجاد انگیزه، همراهی افراد و حرکت سازمان به سمت رشد و تحول میشود. در ادامه، تفاوت این دو مفهوم را از جنبههای مختلف بررسی میکنیم.
۱. تفاوت در هدف و نوع نگاه به سازمان
مدیریت و رهبری اگرچه هر دو برای موفقیت سازمانهای آموزشی ضروری هستند، اما نوع نگاه متفاوتی به مجموعه دارند. مدیریت بر ساختارها، فرایندها و اجرای درست برنامهها تمرکز میکند، در حالی که رهبری با رشد افراد، ایجاد تغییر و همراه کردن کارکنان با اهداف سازمان ارتباط دارد. مدیر به اداره صحیح مجموعه توجه دارد و رهبر تلاش میکند تا افراد با انگیزه در مسیر رشد سازمان حرکت کنند.
۲. تفاوت در شیوه اداره و هدایت افراد
مدیریت بیشتر از طریق ساختارها، قوانین و مسئولیتهای مشخص، فعالیتهای سازمان آموزشی را هدایت میکند؛ اما رهبری از طریق ارتباط انسانی، اعتمادسازی و ایجاد باور در افراد باعث حرکت مجموعه میشود. یک مدیر تلاش میکند وظایف بهدرستی انجام شوند، اما یک رهبر تلاش میکند افراد با درک اهمیت نقش خود، با انگیزه بیشتری در مسیر سازمان فعالیت کنند.
۳. تفاوت در ایجاد انگیزه و همراه کردن کارکنان
در گذشته ممکن بود کارکنان با ابزارهایی مانند پاداش، تشویق یا تنبیه برای حرکت در یک مسیر مشخص هدایت شوند، اما انسانهای امروز فقط با این روشها همراه نمیشوند. افراد باید به ارزش کاری که انجام میدهند پی ببرند و درک کنند فعالیت آنها چه تاثیری بر سازمان و جامعه دارد؛ این موضوع از جنس رهبری است و نیازمند توانایی متقاعد سازی افراد خواهد بود.
۴. تفاوت در مواجهه با تغییر و نوآوری
مدیریت بیشتر به حفظ عملکرد فعلی سازمان و اجرای درست فرایندها کمک میکند، اما رهبری نقش مهمتری در ایجاد تغییر و حرکت به سمت آینده دارد. سازمانهایی که به سمت نسلهای سوم، چهارم و پنجم آموزش یعنی آموزش برای کارآفرینی، ارزشآفرینی و تحول حرکت میکنند، سازمانهای نوآورتری هستند و برای رسیدن به این مسیر به تواناییهای رهبری بیشتری نیاز دارند.
۵. تفاوت در تصمیمگیری و حل مسائل
مدیریت معمولا با مسائل اجرایی و روزمره سازمان روبهرو است و تلاش میکند برای مشکلات موجود راهکار ایجاد کند، اما رهبری نیازمند نگاه عمیق و توانایی تشخیص چالشهای پیچیده است. در سازمانهای آموزشی آینده، تنها حل مشکلات ساده کافی نیست و مدیران و رهبران باید بتوانند مسائل پیچیده را شناسایی کرده و برای آنها راهحلهای جدید ایجاد کنند.
۶. تفاوت در نقش مدیر و رهبر در سازمان
مدیر و رهبر همیشه یک جایگاه یکسان ندارند و داشتن عنوان مدیریتی به معنای داشتن توانایی رهبری نیست. ممکن است فردی بدون داشتن جایگاه رسمی مدیریتی، به دلیل توانایی اثرگذاری، ایجاد انگیزه و همراه کردن دیگران، نقش یک رهبر را در سازمان ایفا کند. به همین دلیل، سازمانهای آموزشی موفق باید علاوه بر توسعه مهارتهای مدیریتی، زمینه رشد تواناییهای رهبری را نیز فراهم کنند.
چرا سازمانهای آموزشی به مدیریت و رهبری همزمان نیاز دارند؟
موفقیت یک سازمان آموزشی تنها به داشتن برنامههای دقیق و ساختارهای مشخص وابسته نیست، بلکه به توانایی هدایت افراد و ایجاد انگیزه در آنها نیز نیاز دارد. مدیریت و رهبری در کنار یکدیگر باعث میشوند سازمان بتواند فعالیتهای خود را بهدرستی اداره کند و هم برای رشد و تغییر آماده باشد.
نقش مدیریت در ایجاد نظم و عملکرد سازمان
مدیریت آموزشی با ایجاد ساختار، برنامهریزی و کنترل فرایندها، زمینه فعالیت منظم سازمان را فراهم میکند. یک مدیر باید بتواند منابع، نیروها و فعالیتهای مجموعه را بهگونهای هماهنگ کند که اهداف آموزشی با نظم و کیفیت مناسب اجرا شوند؛ موضوعی که بدون برنامه ریزی استراتژیک نیروی انسانی دستیابی به آن دشوار خواهد بود.
نقش رهبری در ایجاد تحول و رشد سازمان
رهبری آموزشی به سازمان کمک میکند فراتر از اجرای وظایف روزمره حرکت کند و برای رشد و تحول آماده شود. رهبر با ایجاد انگیزه، تقویت ارتباط میان افراد و ایجاد باور نسبت به اهداف مجموعه، کارکنان را برای حرکت در مسیر پیشرفت همراه میکند.
سیر تکامل آموزش؛ آشنایی با نسلهای مختلف آموزشی
ماهیت آموزش در طول زمان تغییر کرده و هدف سازمانهای آموزشی دیگر فقط انتقال دانش یا ارائه مدرک نیست. آموزش در مسیر تکامل خود از تمرکز بر دریافت مدرک، به سمت تربیت نیروی متخصص، ایجاد کسبوکار، ارزشآفرینی و در نهایت توانایی ایجاد تحول حرکت کرده است. در ادامه، نسلهای مختلف آموزش و ویژگیهای هرکدام را بررسی میکنیم تا مشخص شود سازمانهای آموزشی چگونه میتوانند مسیر رشد خود را انتخاب کنند.
نسل اول آموزش؛ آموزش برای آموزش
در نسل اول، هدف اصلی آموزش انتقال دانش و دریافت مدرک بود و افراد بیشتر برای ادامه مسیر تحصیلی وارد دانشگاه و مراکز آموزشی میشدند. در این دوره، تمرکز اصلی بر حفظ کردن، تدریس و انتقال اطلاعات قرار داشت و موفقیت بیشتر با میزان دانش و مدرک فرد سنجیده میشد.
نسل دوم آموزش؛ آموزش برای اشتغال
در نسل دوم، آموزش از دریافت مدرک فاصله گرفت و به سمت آمادهسازی افراد برای ورود به بازار کار حرکت کرد. هدف این مرحله، یادگیری مهارتهای شغلی، تربیت نیروی متخصص و توانایی انجام یک فعالیت حرفهای بود تا فرد بتواند پس از آموزش وارد محیط کار شود و عملکرد مناسبی داشته باشد.
نسل سوم آموزش؛ آموزش برای کارآفرینی
در نسل سوم، آموزش تنها به آماده کردن افراد برای یک شغل محدود نمیشود، بلکه افراد یاد میگیرند چگونه کسبوکار جدید ایجاد کنند و ایدههای نو را به عمل تبدیل کنند. در این رویکرد، تقویت خلاقیت، توانایی حل مسئله، افزایش ریسکپذیری و یادگیری مهارتهای ایجاد یک کسبوکار اهمیت بیشتری پیدا میکند.
نسل چهارم آموزش؛ آموزش برای ارزشآفرینی
نسل چهارم آموزش یک مرحله فراتر از کارآفرینی حرکت میکند و هدف آن ایجاد ارزش برای جامعه، اقتصاد و محیط زیست است. در این نگاه، آموزش باید افرادی را تربیت کند که بتوانند مسائل واقعی را شناسایی کنند و با استفاده از نوآوری، فناوری و همکاری، برای حل آنها راهکارهای موثر ایجاد کنند.
نسل پنجم آموزش؛ آموزش برای تحول
نسل پنجم آموزش رویکردی جدیدتر است که بر توانایی تشخیص و حل مسائل پیچیده تمرکز دارد. در این مرحله، افراد فقط برای حل مشکلات مشخص آموزش نمیبینند، بلکه باید بتوانند شرایط پیچیده را درک کنند، نگاه عمیقتری به مسائل داشته باشند و برای ایجاد تغییرات بزرگتر در جامعه نقشآفرینی کنند.
تاثیر انتخاب صحیح نسل آموزشی بر مدیریت و رهبری سازمان
انتخاب رویکرد آموزشی یک مؤسسه فقط به نوع دورهها و محتوای آموزشی محدود نمیشود، بلکه روی شیوه مدیریت، نوع رهبری و مسیر رشد سازمان نیز تاثیر میگذارد. هرچه یک مجموعه آموزشی از آموزش برای مدرک فاصله بگیرد و به سمت کارآفرینی، ارزشآفرینی و تحول حرکت کند، نیاز آن به مدیران و رهبرانی که بتوانند تغییر ایجاد کنند بیشتر میشود. در ادامه، تاثیر هر رویکرد آموزشی بر نوع مدیریت و رهبری موردنیاز سازمان را بررسی میکنیم.
سازمانهای آموزشی نسلهای جدید به رهبری بیشتری نیاز دارند
سازمانهایی که به سمت نسلهای سوم، چهارم و پنجم آموزش حرکت میکنند، معمولا با تغییر، نوآوری و مسائل پیچیدهتری روبهرو هستند و برای موفقیت فقط به مدیریت اجرایی نیاز ندارند. این مجموعهها باید بتوانند افراد را همراه کرده، فرهنگ جدیدی ایجاد کنند و مسیر حرکت سازمان را با اهداف بزرگ هماهنگ نمایند.
آموزش برای ارزشآفرینی نیازمند مدیر و رهبر متفاوت است
در سازمانهایی که هدف آموزش فقط انتقال دانش یا ایجاد مهارت شغلی نیست و به دنبال حل مسائل واقعی جامعه هستند، نقش مدیریت و رهبری گسترده میشود. مدیر باید ساختارهای لازم برای اجرای فعالیتها را فراهم کرده و رهبر باید افراد را برای نوآوری، همکاری و ایجاد ارزش همراه کند.
مدیریت در سازمانهای آموزشی چیست؟
مدیریت آموزشی به معنای ایجاد نظم و هماهنگی میان بخشهای مختلف یک سازمان برای رسیدن به اهداف مشخص است. در این رویکرد، مدیر با استفاده از ساختارها، قوانین و فرایندهای مشخص تلاش میکند فعالیتهای مجموعه به شکل منظم و اثربخش پیش بروند و منابع موجود به بهترین شکل استفاده شوند.
مهمترین وظایف مدیر یک سازمان آموزشی
مدیر یک سازمان آموزشی باید بتواند میان اهداف مجموعه، منابع موجود و فعالیتهای روزمره هماهنگی ایجاد کند. مهمترین وظایفی که در مسیر اداره یک مرکز آموزشی بر عهده دارد، شامل موارد زیر میشود:
- برنامهریزی فعالیتهای آموزشی و اجرایی
- سازماندهی منابع انسانی و امکانات مجموعه
- هماهنگی میان بخشهای مختلف سازمان
- نظارت بر عملکرد کارکنان و معلمان
- کنترل و بهبود فرایندهای آموزشی
- تصمیمگیری برای حل مسائل و چالشهای مجموعه
آیا مدیر آموزشی باید رهبر هم باشد؟
شرایط امروز سازمانهای آموزشی با گذشته متفاوت است و دیگر نمیتوان افراد را فقط با دستور، قوانین یا کنترل مستقیم هدایت کرد. مدیر آموزشی باید بتواند با ایجاد ارتباط موثر، شناخت نیازهای افراد و ایجاد انگیزه، کارکنان و اعضای مجموعه را برای حرکت در مسیر اهداف سازمان همراه کند.
تفاوت رهبری و مدیریت در سازمان
یک مدیر اجرایی بیشتر بر اجرای برنامهها، کنترل فرایندها و حفظ نظم سازمان تمرکز دارد، اما مدیری که مهارتهای رهبری را نیز دارد، علاوه بر این وظایف میتواند فرهنگ سازمانی ایجاد کرده و افراد را برای رشد و تغییر آماده کند. چنین مدیری فقط به عملکرد فعلی مجموعه توجه نمیکند، بلکه آینده سازمان و توانمندی افراد را نیز در نظر میگیرد.
مدیر آموزشی با چه افراد و فرایندهایی در ارتباط است؟
اداره یک سازمان آموزشی بدون ارتباط موثر با افراد مختلف و مدیریت درست فرایندها امکانپذیر نیست. مدیر آموزشی در طول فعالیت خود با گروهها و حوزههای مختلفی در ارتباط است که در ادامه به آنها اشاره میکنیم.
- معلمان و اعضای تیم آموزشی
- کارکنان اجرایی و اداری
- فراگیران و دانشآموزان
- خانوادهها و سایر ذینفعان آموزشی
- برنامهریزی و اجرای دورههای آموزشی
- ارزیابی عملکرد و بهبود کیفیت آموزش
شاخصهای یک مدیریت آموزشی موفق
موفقیت یک مدیر آموزشی فقط با اجرای قوانین و انجام وظایف روزمره سنجیده نمیشود، بلکه کیفیت عملکرد مجموعه و میزان تحقق اهداف آموزشی نیز اهمیت دارد. یک مدیریت اثربخش معمولا با ویژگیهای زیر شناخته میشود:
- داشتن برنامه مشخص برای رشد و توسعه سازمان
- استفاده بهینه از منابع و امکانات
- ایجاد هماهنگی میان اعضای مجموعه
- تصمیمگیری درست در موقعیتهای مختلف
- نظارت مؤثر بر عملکرد کارکنان
- توانایی حل مشکلات و بهبود فرایندها
مشکلات ناشی از ضعف مدیریت آموزشی
زمانی که مدیریت یک مجموعه آموزشی نتواند ساختار مناسبی ایجاد کند، مشکلات مختلفی در عملکرد سازمان به وجود میآید. برخی از پیامدهای ضعف مدیریت عبارتاند از:
- بینظمی در فعالیتهای آموزشی و اجرایی
- کاهش کیفیت خدمات ارائهشده
- ناهماهنگی میان کارکنان و بخشهای مختلف
- کاهش انگیزه اعضای سازمان
- هدررفت منابع و زمان
- دشوار شدن اجرای برنامههای توسعهای
رهبری در سازمانهای آموزشی چیست؟
رهبری آموزشی فراتر از اداره روزمره یک مجموعه است و بر هدایت افراد، ایجاد انگیزه و حرکت سازمان به سمت رشد و تحول تمرکز دارد. در یک سازمان آموزشی، رهبر تلاش میکند افراد را با اهداف مجموعه همراه کرده و زمینهای ایجاد کند که کارکنان با باور و انگیزه بیشتری فعالیت کنند.
رهبر آموزشی چه نقشی در سازمان دارد؟
رهبر آموزشی وظیفه دارد مسیر حرکت سازمان را مشخص کند و افراد را برای رسیدن به اهداف مشترک همراه سازد. برخلاف مدیریت که بیشتر بر ساختارها و فرایندها تمرکز دارد، رهبری با ایجاد ارتباط انسانی، اعتمادسازی و اثرگذاری بر افراد باعث میشود اعضای سازمان با انگیزه بیشتری در مسیر رشد مجموعه حرکت کنند.
شناخت این تفاوتها زمانی کاملتر میشود که نقش رهبر را در کنار سایر نقشهای توسعهای کسبوکار از جمله فرق بیزینس کوچ با رهبر آموزشی بررسی کنیم.
ویژگیهای یک رهبر آموزشی اثربخش
یک رهبر آموزشی موفق باید علاوه بر توانایی مدیریت افراد، مهارتهایی داشته باشد که باعث ایجاد تغییر و رشد در سازمان شود. مهمترین ویژگیهای رهبران اثربخش عبارتاند از:
- توانایی برقراری ارتباط موثر با افراد
- مهارت متقاعدسازی و ایجاد همراهی در کارکنان
- ایجاد انگیزه درونی به جای وابستگی به پاداش و تنبیه
- نگاه عمیق به مسائل و تشخیص چالشهای آینده
- توانایی ایجاد تغییر و هدایت سازمان در مسیرهای جدید
رهبری آموزشی چگونه بر معلمان و کارکنان تاثیر میگذارد؟
رهبری آموزشی با ایجاد فرهنگ سازمانی مناسب و تقویت ارتباط میان افراد، نقش مهمی در عملکرد کارکنان دارد. این رویکرد زمانی اثربخشتر خواهد بود که در راستای استراتژی در سطح سازمان اجرا شود؛ زیرا همراستایی اهداف کلان با عملکرد کارکنان، میزان همکاری، انگیزه و تعهد آنها را افزایش میدهد. تأثیرات مهم رهبری آموزشی را میتوان در موارد زیر مشاهده کرد:
- افزایش انگیزه و مشارکت کارکنان
- ایجاد باور مشترک نسبت به اهداف سازمان
- تقویت همکاری میان اعضای مجموعه
- افزایش تعهد معلمان و کارکنان
- آمادهسازی سازمان برای تغییر و نوآوری
مثالهایی از تفاوت مدیریت و رهبری در یک مرکز آموزشی
یک مدیر آموزشی بیشتر بر نظم، فرایند و اجرای درست امور تمرکز دارد، در حالی که یک رهبر آموزشی تلاش میکند افراد را همراه کند و زمینه رشد و تغییر را ایجاد کند. ما در ادامه، تفاوت مدیریت و رهبری در سازمان های آموزشی را بررسی میکنیم تا بیشتر متوجه فرق هر دویشان شویم.
مثال اول: افزایش کیفیت آموزش در یک آموزشگاه
فرض کنید یک آموزشگاه با کاهش کیفیت تدریس برخی دورهها مواجه شده است؛ نوع نگاه مدیر و رهبر آموزشی را در ادامه بررسی میکنیم.
مدیر آموزشی:
- عملکرد مدرسان را بررسی میکند.
- برنامههای آموزشی را اصلاح میکند.
- بر اجرای استانداردهای آموزشی نظارت دارد.
رهبر آموزشی:
- با معلمان درباره چالشها گفتوگو میکند.
- آنها را نسبت به اهمیت بهبود آموزش همراه میکند.
- انگیزه لازم برای ایجاد تغییر را در افراد تقویت میکند.
مثال دوم: اجرای یک روش آموزشی جدید
ورود فناوریها یا روشهای جدید آموزشی نیازمند تغییر در شیوه فعالیت یک مجموعه است. در این شرایط، تفاوت نگاه مدیریتی و رهبری بیشتر مشخص میشود:
مدیر آموزشی:
- مراحل اجرای تغییر را برنامهریزی میکند.
- منابع موردنیاز را فراهم میکند.
- روند اجرا را کنترل میکند.
رهبر آموزشی:
- ضرورت تغییر را برای کارکنان توضیح میدهد.
- نگرانیهای افراد را درک میکند.
- باعث میشود اعضای مجموعه با باور بیشتری تغییر را بپذیرند.
مثال سوم: کاهش انگیزه کارکنان
گاهی یک مجموعه آموزشی با کاهش انگیزه یا مشارکت کارکنان روبهرو میشود. شیوه مواجهه مدیر و رهبر در این موقعیت میتواند نتایج متفاوتی ایجاد کند که در ادامه به بررسی آنها میپردازیم.
مدیر آموزشی:
- شرایط کاری و فرایندهای موجود را بررسی میکند.
- مشکلات اجرایی را شناسایی و اصلاح میکند.
رهبر آموزشی:
- به نیازها و دغدغههای افراد توجه میکند.
- احساس ارزشمندی و تعلق سازمانی را افزایش میدهد.
- افراد را برای ادامه مسیر با انگیزه بیشتری همراه میکند.
نتیجه گیری؛ فرق مدیریت و رهبری در سازمان آموزشی چیست؟
تفاوت مدیریت و رهبری در سازمان های آموزشی در این است که مدیریت بر برنامهریزی، سازماندهی، کنترل و اجرای صحیح فرایندها تمرکز دارد، اما رهبری با ایجاد انگیزه، متقاعدسازی و هدایت افراد، سازمان را در مسیر رشد و تحول قرار میدهد. نظامهای آموزشی نیز از آموزش برای آموزش به آموزش برای اشتغال، آموزش برای کارآفرینی، آموزش برای ارزشآفرینی و در نهایت آموزش برای تحول حرکت کردهاند؛ مسیری که نشان میدهد سازمانهای آموزشی امروز برای موفقیت، به مدیریت و رهبری در کنار یکدیگر نیاز دارند.
هرچه یک مجموعه به سمت نسلهای جدید آموزش حرکت کند، اهمیت رهبری، نوآوری، حل مسائل پیچیده و همراه کردن افراد نیز بیشتر میشود. ازاینرو، مدیران آموزشی باید علاوه بر توانایی اداره صحیح سازمان، مهارتهای رهبری خود را نیز تقویت کنند تا بتوانند مسیر توسعه پایدار مجموعه را هموار سازند. برای یادگیری عمیقتر این مفاهیم و آشنایی با رویکردهای نوین مدیریت و رهبری آموزشی، میتوانید از دورهها و آموزشهای تخصصی دکتر فرهادی نیا استفاده کنید.
سوالات متداول درباره مدیریت و رهبری در سازمان های آموزشی
چگونه میتوان تشخیص داد یک مدیر آموزشی مهارت رهبری دارد؟
نشانههای یک مدیر دارای مهارت رهبری شامل توانایی ایجاد اعتماد، شنیدن دیدگاه افراد، ایجاد انگیزه و همراه کردن کارکنان برای رسیدن به اهداف مشترک است.
آیا برای تبدیل شدن به یک رهبر آموزشی باید جایگاه مدیریتی داشت؟
خیر، رهبری وابسته به عنوان و جایگاه سازمانی نیست و هر فردی که بتواند بر دیگران اثر بگذارد، مسیر مشخصی ایجاد کند و افراد را همراه سازد، میتواند نقش رهبری داشته باشد.
کدام مهارتها برای مدیران مدارس و آموزشگاهها در آینده مهمتر خواهد بود؟
مهارتهایی مانند تفکر نوآورانه، حل مسائل پیچیده، مدیریت تغییر، ارتباط مؤثر و توانایی ایجاد فرهنگ سازمانی از مهارتهای مهم مدیران آموزشی آینده هستند.
چرا برخی مدیران آموزشی با وجود داشتن دانش مدیریتی، نمیتوانند تغییر ایجاد کنند؟
زیرا ایجاد تغییر فقط به برنامهریزی و کنترل نیاز ندارد؛ بلکه نیازمند توانایی اثرگذاری بر افراد، ایجاد باور مشترک و همراه کردن اعضای سازمان است.
آیا سبک رهبری در همه سازمانهای آموزشی باید یکسان باشد؟
خیر، نوع رهبری باید با شرایط سازمان، اهداف آموزشی، فرهنگ مجموعه و مرحله رشد آن هماهنگ شود.
منبع: loebleadership.com




مقاله مفید و کاربردی بود ممنون. به نظرم هرچه هدف یک مجموعه آموزشی بزرگتر و پیچیدهتر شود، مدیر آن مجموعه هم باید بیشتر مهارت رهبری داشته باشد.
معمولا وقتی یک تغییر در مدرسه یا آموزشگاه ایجاد میشود، مدیر بیشتر نگران اجرای درست مراحل کار است، درحالیکه اگر کارکنان دلیل تغییر را قبول نداشته باشند، حتی بهترین برنامه هم ممکن است با مقاومت روبهرو شود. به نظرم اینجا تفاوت مدیریت و رهبری خیلی خوب مشخص میشود.
به نظرم واقعاً هر کسی که مدیر یک مجموعه است الزاماً رهبر خوبی نیست. خودم تجربه همکاری با مدیری را داشتم که از نظر برنامهریزی و نظم بسیار قوی بود، ولی در همراه کردن تیم چندان موفق نبود.
چیزی که برایم جالب بود تفاوت در نحوه برخورد با کاهش انگیزه کارکنان بود. در آموزشگاهی که قبلاً کار میکردم، بیشتر روی قوانین و کنترل عملکرد تأکید میشد، ولی مشکل اصلی ظاهراً چیز دیگری بود و کسی به دغدغههای مدرسها توجه نمیکرد.